تاکسی های اینترنتی پلمپ می شوند؟

اخیرا اخباری از پلمپ خدمات الکترونیکی حمل ونقل شهری منتشر شد. طی این دو ماه اخیر حداقل دوبار اخبار مشابهی منتشر شده است:

"

سید مهدی میرمهدی کمیجانی، رئیس اتحادیه صنف فناوران رایانه تهران گفت بر اساس خواسته اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، موافقت خود را با بستن واحدهای صنفی اسنپ و تپسی اعلام کرده و این موضوع را طی نامه ای به اتاق مذکور اطلاع داده است.

وی ادامه داد:

اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران به دلیل اینکه آژانس های موبایلی مذکور جواز متفاوتی به نسبت فعالیت خود دارند، طی نامه‌ای درخواست پلمب این واحدهای صنفی را به ما داد، ما هم متقابلاً در پاسخ به این نامه اعلام موافقت کردیم، اما انجام روال بستن را به خود اتاق واگذار کردیم.

البته رئیس اتحادیه صنف فناوران رایانه تهران با بیان اینکه «ما مخالف فعالیت های مبتنی بر تکنولوژی نیستیم» خاطرنشان کرد «دست هایی در پشت پرده‌ وجود دارند که نمی‌خواهند این دو کسب‌ و کار به فعالیت خود ادامه دهند.»

به نقل از خبرگزاری تسنیم"

 

اما بلافاصله اتاق بازرگانی پلمپ این شرکت ها را تکذیب کرد:

"

پس از انتشار این خبر در رسانه های متعدد، روابط عمومی اتاق بازرگانی ایران، طی بیانیه ای موضوعات فوق را تکذیب کرده و گفته است:

«اتاق ایران نه تنها هیچگونه مخالفتی نسبت به این نوع فعالیتها ندارد بلکه از کسب‌وکارها و کارآفرینی نوین و استارت‌آپ‌ها حمایت می‌کند.

به همین منظور تاکنون نیز اتاق ایران با برگزاری همایش‌های مختلف از شیوه‌های نوین کسب‌وکار حمایت کرده و با ایجاد «کمیسیون جوانان، کارآفرینی و کسب و کار نوین و دانش بنیان» همچنان از آن‌ها حمایت خواهد کرد. چندی پیش نیز در جلسه با وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات اتاق ایران ضمن ضرورت شمردن وجود استارتاپ ها برای اقتصاد کشور از ایشان درخواست پشتیبانی بیشتر و جدیتر دولت از استارتاپها را نمود.»

"

لازم به ذکر است که در حال حاضر حدود 1700 ازانس در شهر تهران بطور رسمی فعال بودند که بازار کار آنها به شدت تحت تاثیر اسنپ و تاپسی قرار گرفته است. و تمام فشارها از ناحیه این افراد است. برخی از آژانس های بالای شهر بیش از 200 خودرو داشتند و 20 درصد از هر سرویس می گرفتند، در آمد نجومی که فقط متعلق به صاحب اژانس بود و راننده بیچاره فقط هیزم بیار ین اتش بود... آقایان الان سر و صدا راه انداختن که 200 هزار راننده آژانس بیکار می شوند!!!  
نخیر ، این اشتباه است نهایتا 1700 آژانس که نقش واسطه(دلال) را دارند حذف خواهند شد، راننده ها بیکار نمی مانند یک گوشی هوشمند و شروع فعالیت با یک روبات هوشمند نه با یک متصدی مغرور و زورگو(به نقل از خود راننده ها) و...

نظر شما چیست؟

منتظر نظرات ارزشمند شما هستم...

درسی آموزنده در تاکسی: اول خودتو اصلاح کن!

امروز، مطلب جالب و آموزنده ای در خصوص گفتگوهای داخل تاکسی به دستم رسید. گفتم بد نیست بنده هم به نوبه خود در گسترش آن نقشی داشته باشم. و اما اصل مطلب:

توی این روزهای بارونی اخیر ، منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته . مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافرها به صورت عادی خودداری کنند . البته این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط ، بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : " دربـــــــــــــــــست " . نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران ، هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو ، به خاطر همین من و یکخانم و دو نفر آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم ، که برای هر مسافر نفری1500 تومن میافتاد . درحالی که کرایه خط فقط 550 تومان بود . به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و ، گیر نیومدن لاستیک و ، بنزین آزاد زدن صحبت کرد .

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد ، خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد . که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم  :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره ، مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه . بنده خدا الان خورده به مشکل . و دارند ماشینش رو مصادره میکنند یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنن کسی هم خبردار نمیشه ، اون وقت این جوون رو ببین چه جوری سر میدوونند  !

مسافر : نوش جونش  !

راننده : ( با نگاه متعجب ) نوش جون کی ؟

مسافر : نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن خورده .

راننده : ( با لحن عصبی ، آمیخته به تمسخر ) ، نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟

مسافر : نه ! ، فامیل من نبوده ، اما یکی بوده مثل همین مردم . مثل شما ! ، مگه این یارو از مریخ اومدهاختلاس کرده ؟ ، یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟

راننده : نه آقا جون اونا از ما بهترون اند . من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون3000 میلیارد تومن رو میخوره و یه آبم روش  !

مسافر : خوب آقا جون راضی نیستي نخر ! ، لاستیک نخر  ...

راننده : ( با صدای بلند ) ، چرا نامربوط میگی مرد حسابی ؟ ، مجبورم بخرم ! ، لاستیک نخرم پس چه جوری با ماشین کار کنم ؟

مسافر : وقتی شما که دستت به هیچ جا هم بند نیست و یه راننده عادی و معمولي هستی ، وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد ، میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ،،،

راننده : ( پرید وسط حرف طرف ) ، که آقا ،،، اگه راضی نبودی سوار نمیشدی  !

مسافر : ( با خونسردی ) ، میبینی ؟ ، من الان دقیقا حال تو رو دارم ، در اون وقتی كه داشتی لاستیک ماشین میخردی . مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ، ما هم مجبوریم كه سوار شیم ! ، وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی ، از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ ، اون هم یکی مثل تو اما در مقیاس بالاتر .

راننده : ( آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ... )
مسافر : ( که حالا کاملا دست بالا رو داشت ) ، با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ... البته منظورم به شما نیست ، ولی خدا وکیلی چند در صد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک هم کارش رو خوب انجام بده ؟ ، منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره ، اماگند کاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند . برادر من تو خودت رو اصلاح کن ، تا اون مدیر بانک جرات همچنین خلافی رو نداشته باشه .

راننده : ( که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود ) ، چی بگم والا !

مسافر : چيزي نگو آقا . تو خودت رو اصلاح كن ، منم خودمو ، مابقي هم خودشونو ... ، ديگه چيزي گفتن نداره !

،،،‌ من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم ، و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم . وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم . راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ ، با تعجب گفتم : بله دارم ، و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم . راننده هم یک اسکناس 1000تومنی ، با یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت  !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی و مه آلود حرکت میکرد ، دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو توي کیفم گذاشتم ...

آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم : { یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ؟؟؟ ،،، } .

تهران از دیدگاه یک شهرساز

مطلبی در رابطه با تهران از آقای سایمون بل استاد دانشگاه انگلیس به نقل از معمار نیوز به دستم رسید که عیناً در زیر آوردم، اما دیدگاه ایشان و توقع ایشان از تهران برای بنده عجیب بود. ایشان دقت نکرده اند که وارد یک کشور جهان سوم شده اند و اگر همه چیز را مثل ادینبورگ می دیدند باید تعجب می کردند. حرکات مقطعی، کارهای موضعی، مدیران لحظه ای و تصمیمات دستوری، گزارشات سفارشی و .... که آفت تمامی کشورهای جهان سومی است، نتیجه ای جز این ندارد. شهر و ماهیت آن در یک فرایند یک ساله و دو ساله شکل نمی گیرد. تهران امروز ماحصل چندین دهه فعالیت موازی، مقطعی و موردی است. مدیرانی که مطالعات، کار کارشناسی و پژوهش را وقت تلف کردن می دانند و آن را از آخر جزء اولین! اولویتشان قرار می‌دهند، آیا می توانند کاری ماندگار برای این شهر انجام دهند؟ اینان هستند که حتی کارشناسان را از کشور فراری می دهند و یک سری از بستگان خود را بجای آنان جا می زنند. امیداورم در ۳۴ ماه باقی مانده از عمر خدمتم به این کشور، بیش از این امیدم را برای بهبود شهر و کشورم از دست ندهم.

چرا که به این شکل دیری نخواهد گذشت که چنین ضرب المثلهایی را در ترکستان خواهید شنید:

ای افغانی این ره که می روی به تهران است!!؟

و اما اصل مطلب:

پروفسور سایمون بل ، پژوهشگر حوزه شهری و استاد دانشگاه ادینبورگ انگلستان، درتور یکروزه ای که از تهران داشت، به نکاتی اشاره کرد که در ذهن هر شهروندی این سوال مطرح می شود که "چرا تهران و شهروندانش از حداقل امکانات شهری محروم هستند؟"
 
معماری نیوز : پروفسور سایمون بل ، پژوهشگر حوزه شهری و استاد دانشگاه ادینبورگ انگلستان ، تور یکروزه ای در تهران داشت. "او تهران را دید".
متن زیر گزارش مشاهدات یکروزه اوست که در اختیار سایت خبری معماری نیوز قرار گرفت.

فضاهایی را دیدم که معلوم نبود برای فرودگاه است، یا تهران!!!
در اتحادیه اروپا قانونی تصویب شده است به نام "کمربند سبز". این کمربند برای شهر دو فایده بزرگ دارد، یکی اینکه محدوده و مرز شهر را مشخص میکند و اجازه بزرگ شدن بیش از حد را نمیدهد و دوم اینکه با ایجاد نوار سبز، کمک بزرگی به محیط زیست شهری میکند و الزاما باید شهر به سمت درون رشد کند، این یک قانون کلی برای قاره اروپا است. اما وقتی من از فرودگاه امام به سمت شهر تهران حرکت کردم فضاهایی را دیدم که معلوم نبود برای فرودگاه است، یا تهران!!! و اصلا مربوط به کدام شهر است؟! و کاملا مشخص بود که محیط اصلا تحت کنترل نیست و مدیر ندارد و بزرگترین عیب این بود که اصلا معلوم نبود که شهر کجا تمام میشود و اصلا مرزی وجود ندارد.

17 مدل کفپوش متفاوت در یک خیابان !!!
وحدت، یک اصل مهم در طراحی شهری است ولی اصلا در شهر تهران چنین چیزی مشاهده نمیشود. من در یکی از خیابان های اصلی شهر (انقلاب - آزادی) ، تعداد کفپوش ها را شمردم و به عدد 17 رسیدم، همینجا دیگه از ادامه شمارش خسته شدم و دیگه ادامه ندادم. شما با اینکار هزینه نگهداری را بالا میبرید و در هنگام تعویض، گاهی اوقات خسته می شوید و سریع پیاده رو را آسفالت میکنید. در مرکز شهر ادینبورگ فقط یک مدل کفپوش برای تمامی پیاده رو ها استفاده شده است. نکته دیگر اینکه، سنگفرش های پیاده رو ها باید در مقابل بارش برف و باران طوری عمل کند که آب، یا جذب شود و یا به سمت پوشش گیاهی هدایت شود. اما متاسفانه من این تکنولوژی را در شهر تهران ندیدم و سیستم موجود در مواقع بارانی موجب آب گرفتگی معابر و خیابان ها میشود.

شما فقط در خیابان راه می روید؟؟!
متاسفم که این رو میگم ولی دلم برای سالمندانتان سوخت.
نکته دیگر اینکه شما مبلمان شهری دارید ولی مبلمان شهری که اصولی باشد و به افراد سرویس بدهد اصلا در شهر تهران وجود ندارد. من حدود 3 ساعت در شهر تهران پیاده روی کردم اما اصلا مبلمان شهری برای نشستن پیدا نکردم، افراد سالمند در این قضیه اصولا حذف می شوند، چون فضایی برای استفاده آن ها با توجه به ویژگی هایی که این قشر از جامعه دارد اصلا وجود ندارد.

تهران، شهر ماشین سوارها
اولین چیزی که در تهران برای من جلب توجه کرد این بود که بیشترین چیزی که در خیابان دیده میشود، ماشین است، ناخودآگاه وقتی ماشین هست، آلودگی صوتی هم هست و در کنارش آلودگی هوا نیز وجود دارد. این ها علاوه بر زشت کردن تصویر شهر، تاثیرات بسیار بدی در روحیات شهروندان دارد.

درست است که همه شهرها باید خیابان های اصلی داشته باشد و ماشین ها در آن تردد کنند، اما این دلیل نمیشود که تمام خیابان های ما بشود ماشین رو، باید یکسری از خیابان ها به عابر پیاده سرویس بدهد و این می تواند به صورت یک پیاده رو تمام عیار باشد و یا یک خیابانی که فقط حمل و نقل عمومی در آن انجام شود. و این موضوع اصلا در شهر تهران وجود ندارد. در کل شهر تهران، تنها مکانی که در آن تا حدودی به افراد پیاده توجه شده است خیابان پانزده خرداد است.

معلولین در تهران باید در پرش از روی موانع تخصص پیدا کنند
من ساکن شهر ادینبورگ هستم، در این شهر دسترسی به فضای باز برای تمامی افراد از جمله سالمندان و معلولین کاملا امکان پذیر است و جزئیات به دقت بررسی شده است . موتورسوارها و رانندگان اتومبیل ها به هیچوجه وارد پیاده رو نمیشوند و تمامی پیاده روها دارای یک رمپ مخصوص جهت عبور معلولان است، ولی من در کمال تعجب دیدم که در شهر تهران در ابتدای بسیاری از پیاده روها موانعی کار گذاشته شده تا موتورسوارها و ماشین ها امکان ورود نداشته باشند. هر چقدر فکر کردم که معلولان چطور از این موانع عبور می کنند به نتیجه نرسیدم. همچنین در پیاده رو ها سنگفرش هایی تعبیه شده است برای هدایت نابینایان، ولی به هیچوجه اصول اجرایی بین المللی در آن بکار نرفته است.

روشنایی، فقط برای تصادف نکردن ماشین ها
یکی از موارد زیبایی شناسی در حوزه شهری، روشنایی است. اما در شهر تهران، روشنایی فقط برای این است که ماشین ها با هم تصادف نکنند. همه روشنایی برای خیابان هاست و هیچ روشنایی برای پیاده روها و درختان موجود در پیاده روها و عناصر طبیعی وجود ندارد. این موضوع بسیار خطرناک است.

اماکن تاریخی تهران، فریز شده و متروک است.
ادینبورگ شهری با قدمت تاریخی در انگلستان است، مرکز این شهر یک مکان تاریخی است ولی زندگی در آن جریان دارد و انسان ها زندگی روزمره شان را در آن سپری میکنند و این اماکن به هیچوجه تبدیل به موزه نشده است ولی متاسفانه در تهران، شهری با قدمتی طولانی، چنین چیزی مشاهده نمی شود و تقریبا تمامی اماکن تاریخی تبدیل به موزه و یا مکانی متروکه شده است که اصلا زندگی در آن جریان ندارد.

در معماری، هر ساختمان یک "سازی" میزند
در شهر ادینبورگ، تمامی ساخت و سازها تحت مدیریت است و هیچ فردی نمیتواند در طراحی معماری و منظر ساختمان خارج از الگوها و خلاف طبیعت محیط اقدام کند و اصلا امکان برهم زدن سیمای شهر برای کسی مقدور نیست. اما متاسفانه در تهران هر ساختمان ساز خودش را میزند.

دست نوشته آقای سایمون بل در انتهای مشاهدات
فضاهای شهری در تهران به واسطه عدم حضور شهروندان و تنوع زندگی نتوانسته اند به مکانهای شهری تبدیل شوند. به طور مثال در اصفهان جداره زاینده رود، میدانهای تاریخی و یا میدانهای کوچکی که در محلات ساخته شده اند از قبیل محله جلفا، مکانهای شهری ای می باشند که امکان حضور شهروندان را افزایش می دهند.

به طور کلی بی توجهی به جزئیات ساده که هرروزه شهروندان با آن سروکار دارند، و دست کم گرفتن اهمیت آنها در زیباسازی محیط شهری در تهران به صورت قابل توجهی ملموس است.

من پیشنهادم این است که شما از پیشینه معماری و شهرسازی خود استفاده کرده و سعی کنید تا معنا و مفهوم آنرا دریابید. معماری ای که در کاشان، اصفهان و ابیانه دیده می شود هیچ ارتباطی به آنچه در حال حاضر در ایران می گذرد نداشته در حالیکه با زندگی مدرن نیز قابلیتهای تطابق بسیاری دارد. یک معماری هم پیوند با طبیعت، بومی، زیبا، کاربردی و عملکردی، بدون زوائد که متاسفانه در معماری امروز تهران دیده نمی شود.

دانشجویان معماری منظر نیز باید علم معماری منظر را به جای اینکه از غرب، که معمولا درباره فضای سبز می باشد، گرته برداری کنند، باید از پیشینه معماری خود مانند چهارباغ و بازار در تعریف فضای باز فراغتی استفاده کنند.

تهران شایسته دریافت جایزه جهانی حمل و نقل پایدار 2011

بنا به این گزارش شب گذشته مراسم انتخاب جایزه جهانی حمل و نقل پایدار 2011 با حضور بیش از 500 تن از مدیران شهری ، شهرداران ، اسانید برجسته دانشگاه های جهان ، کارشناسان ارشد شهری و حمل و نقل در واشنگتن برگزار شد .

شهر تهران به همراه گوانگژو چین ، لیما پرو ، لئون مکزیک و نانت فرانسه به عنوان 5 شهری که به عنوان برترین شهرداری جهان در حوزه توسعه حمل و نقل پایدار معرفی شده بودند . این شهرها برمبنای اطلاعاتی که ظرف یکسال گذشته از توسعه حمل و نقل پایدار با محورهای مترو ، بی آر تی ، دوچرخه و تلاش برای حرکت به سمت حمل و نقل پایدار و کارآمد از آنها استخراج شده بود انتخاب شدند .

در مراسم شب گذشته شهرهای گوانگژو چین ، لئون مکزیک ، تهران ، نانت فرانسه و لیما پرو به ترتیب مورد تقدیر قرار گرفتند .

11946 orig چرا جهان از مدیریت شهری تهران تقدیر کرد ؟ (+مستندات و نمودارها)

تقدیرنامه ویژه شهرداری تهران

این در حالی است که مطالعات نشان می دهد تا سال 1409 سفرهای درون شهری تهران از دوازده میلیون به حدود 19 میلیون، شامل سفرهای شهرهای اقماری خواهد رسید و در یک دوره 25 ساله تا حدود 60% افزایش خواهد یافت. رویارویی با تقاضای فزاینده سفرهای موتوری با در نظر داشتن روند رشد مالکیت خودرو، مستلزم تدابیر کافی در جهت سوق دادن تقاضا به سمت گونه های حمل و نقل عمومی  و همچنين افزايش امكانات حمل و نقل عمومي است كه خوشبختانه شهرداری پايتخت روند بسيار خوبي را در  زمينه پيشرفت اين امر شاهد هستيم تا جاييكه تهران از سوي سازمان ملل به عنوان يکي از 5 شهر برتر دنيا در زمينه توسعه حمل و نقل و 2 برابر کردن ظرفيت حمل و نقل عمومي است و حتي اميد اين است كه به عنوان شهر برتر در اين زمينه انتخاب شود.

15564 206 چرا جهان از مديريت شهري تهران تقدير کرد ؟ (+مستندات و نمودارها)

بر طبق جدول فوق تعداد خطوط سريع السير 4 و هر يك به طول179 كيلومتروتعداد خطوط شهري 8 خط با طول 125 تا 126 كيلومتر خواهد بود و تعداد ايستگاهها نيز  افزايش چشمگيري خواهد داشت.

15565 660 چرا جهان از مديريت شهري تهران تقدير کرد ؟ (+مستندات و نمودارها)

15566 190 چرا جهان از مديريت شهري تهران تقدير کرد ؟ (+مستندات و نمودارها)

15567 479 چرا جهان از مديريت شهري تهران تقدير کرد ؟ (+مستندات و نمودارها)

با مشاهده نمودارهاي فوق پيشرفت خطوط ريلي مترو كاملا محسوس است و نيازي به توضيح بيشتر نيست.

آنچه مسلم است ،با وجود آلودگی هوا در كلان شهر تهران ، حتی با تشدید عوامل محدود کننده استفاده از خودرو ماننده محدوده ممنوعه طرح ترافیک، زوج و فرد کردن و … قطعا گزینه توسعه شبکه حمل و نقل ریلی شهری اجتناب ناپذیر می باشد. تا سال 1409 ظرفیت شبکه حمل و نقل عمومی شامل خطوط اتوبوسرانی و خطوط ریلی شهری باید پاسخگوی 15 میلیون سفر روزانه باشد. بنابراین انتظار می رود سهم حمل و نقل عمومی به 45 درصد کل سفرهای شهری برسدو به نظر مي رسد با آمارهاي ارائه شده و با توجه به پيشرفتهايي كه در سايه تلاش شهرداري تهران در اين زمينه حاصل شده است اين مهم دور از دسترس نيست.

خطوط بي آر تي نيز در سالهاي اخير توسعه چشمگيري داشته است و در كاهش ترافيك و كم شدن آلاينده ها موثر بوده است. در حال حاضر 5 خط اصلي بي آر تي در سطح شهر تهران مشغول خذمات دهي به شهروندان تهراني است.اين خطوط عبارتند از:خط تهران پارس-آزادي،خط آزادي –خاوران ،خط خاوران -علم و صنعت،خط ميدان قدس-ميدان راه آهن و خط ترمبنال جنوب –پارك وي .

براي اطلاعات بيشتر به جدول زير توجه كنيد:

15568 554 چرا جهان از مديريت شهري تهران تقدير کرد ؟ (+مستندات و نمودارها)

اين جدول به ترتيب از چپ به راست، تعداد اتوبوسها در هر يك از خطوط،تعداد مسافران روزانه هر يك از خطوط و تعداد ايستگاهها در هر خط را نشان مي دهد.
با مقايسه عناصر اين جدول در سالهاي اخير كاملا مي توان به توسعه خطوط بي آر تي پي برد.همچنين در اين بخش تلاش شده است كه اتوبوسهاي مدرن جايگزين اتوبوسهاي كهنه و غير استاندارد شود.

آنچه كه مسلم است ، توسعه خطوط اتوبوس‌هاي تندرو با توجه به جابه‌جايي حجم بالاي مسافر و همچنين كاهش زمان سفرها مورد استقبال و توجه شهروندان است چرا كه در حمل و نقل عمومي، كاهش زمان سفر و به حداقل رساندن آن از مهم‌ترين پارامترهاست كه در مورد اتوبوس‌ها تحقق اين مهم با ايجاد مسيرهاي ويژه و تفكيك مسير حركت اتوبوس‌ها با ساير خودروها فراهم مي‌شود و شهرداري تهران مي كوشد هر چه بيشتر در راستاي تحقق آسايش شهروندان گام بردارد و با توجه به تلاشهاي صورت گرفته در سالهاي اخير چندان دور از ذهن نيست كه تهران به عنوان شهر برتر در مديريت حمل و نقل انتخاب شود.

این انتخاب بین المللی در حالی است که دهه چهارم انقلاب از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری شده است و انصافا شهرداری تهران با همت مضاعف و برنامه ریزی بلند مدت و با روحیه جهادی مدیران و کارکنانش توانسته اند کارنامه موفقی در این زمینه کسب کنند .

هزاركيلوكتر با يك ليتر بنزين

خودرويي كه با يك ليتر بنزين هزار كيلومتر حركت مي‌كند! ‏

گروهي از دانشجويان ايتاليايي خودروي كم مصرف زيستي را توسعه داده اند كه قادر است هزار كيلومتر را با مصرف تنها يك ليتر بنزين ‏بپيمايد. ‏

 

‎ ‎به گزارش خبرگزاري مهر، 24 دانشجوي دانشگاه كامرينو و دانشگاه مجازي "بيك امگا" اين خودروي كم مصرف را كه‎ KoCo2 ‎نام دارد ‏طراحي كرده اند‎. ‎

اين خودرو سه چرخ بوده و 30 كيلوگرم وزن دارد. بازده ايروديناميك آن بسيار بالا است و از مواد سازگارپذير زيستي ساخته شده است‎. ‎

KoCo2 ‎قرار است در بيست و پنجمين دوره رقابتهاي‎ Shell Eco Marathon ‎شركت كند. اين خودروي مسابقه مي تواند با صرف تنها يك ‏ليتر بنزين هزار كيلومتر مسير مسابقه را طي كند‎. ‎

‎ ‎

Shell Eco Marathon ‎رقابت آموزشي بسيار مهمي است كه شركت "شل‎" ‎در اروپا، آمريكا و آسيا سازماندهي آن را بر عهده دارد. هدف ‏از برگزاري اين مسابقات توسعه نوآوري در عرصه توليد و طراحي خودروهاي سازگار پذير زيستي است‎. ‎

مهندسان جوان شركت كننده در اين مارتن بايد وسيله نقليه اي را طراحي، ساخته و هدايت كنند كه مصرف سوخت آن تا حد امكان ‏پايين باشد‎. ‎

بهترين ركوردي كه تاكنون در اين رقابتها به دست آمده متعلق به خودرويي است كه در سال 2005 توانست با مصرف يك ليتر بنزين سه ‏هزار و 836 كيلومتر را طي كند‎. ‎

 

براساس گزارش نانوپرس، ‏KoCo2 ‎يك خودروي سه چرخ تك سرنشين است كه بدنه آن از فيبرهاي كربني تقويت شده با ماده سازگار ‏زيستي "لانه زنبور" ساخته شده است. طراحي اين بدنه موجب افزايش بازده ايروديناميك بدنه مي شود‎. ‎

شاسي اين خودرو به شكل لوله اي و تخته اي از ورقه هاي آلومينيوم ساخته شده است. اين شكل خاص شاسي حداكثر ايمني را ‏براي راننده تضيمن مي كند‎. ‎

اين دانشجويان خلاق با استفاده از نرم افزار‎ CAD/CAM ‎و شبيه سازيهاي مجازي توانستند بدون نياز به ساخت نمونه آزمايشي خودرو ‏ايروديناميك و ديناميك آن را محاسبه كنند‎. ‎

قرار است كميسيون "شل" در 15 ژانويه اين پروژه را تائيد كند و سپس اين تيم ساخت‎ KoCo2 ‎و اولين آزمايشات واقعي آن را آغاز ‏خواهند كرد‎. ‎

طبقه‌بندي زنان از نظر حمل و نقل اسلامي! (اصطلاحاً تفكيك مد سفر)

حجت الاسلام حسنی امام جمعه اورمیه:

... حسنی در نماز جمعه اورمیه زنان را به سه دسته تقسیم کرد. او گفت گروه اول زنانی بی‌حجاب هستند که مانند اتوبوسند یعنی هرکس می‌تواند سوار آنها بشود. دسته دوم زنانی که حجاب بدون چادر دارند و معمولاً مانتو به تن می‌کنند و روسری دارند. آنها مثل تاکسی هستند که فقط افراد مشخصی را سوار می‌کنند و بالاخره زن‌هایی مانند زن امثال بنده که مثل الاغند که فقط یک نفر می‌تواند از آنها سواری بگیرد.

بد نيست نظر آیت الله طالقانی اولین امام جمعه تهران را در اين مورد بدانيد:

حتی برای زن های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت های مذهبی…ما نمی‌گوییم زن‌ها به ادارات نروند و هیچ کس هم نمی‌گوید…زنان عضو فعال اجتماع ما هستند…اسلام و قرآن و مراجع دین می‌خواهند شخصیت زن حفظ شود. هیچ اجباری هم در کار نیست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی می‌کردند؟ مگر چادر می‌پوشیدند؟…کی در این راهپیمایی‌ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ اینها خودشان احساس مسئولیت کردند. اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچ‌کس در آن اجباری نکرده است.

نظرات يك دكتراي!!! حمل و نقل و ترافيك در خصوص ترافيك تهران

مصاحبه دكتر!!! احمدي نژاد را حتماً به ياد داريد. اين پست را براي اين مي گذارم كه نظرات تخصصي ايشان را در آرشيوم داشته باشم تا بعدها يادم باشد كه دكتراي حمل و نقل مملكتمان چه گفته و چه نظري داشته است تا آيندگان نيز در اين باره قضاوت كنند.
زماني كه كتاب آقاي دكتر زريوني استاد دانشگاه تهران را نگاه مي كردم كه در سال ۱۳۵۳ چه موشكافانه در صفحه ۲۱ كتاب "طراحي هندسي راه" مشكل امروز ما را پيش بيني كرده از اين مدارك دكترا كيلويي كه بعد از درجه‌ها نظامي كيلويي در كشورمان مد شده متنفر و بيزار مي‌شوم. سخن كوتاه مي كنم، بفرمائيد مستفيذ شويد از فضل اين دانشمند بزرگ ايراني ....

مصاحبه تلويزيوني آقاي دكتر!!! احمدي نژاد در زمستان ۱۳۸۸: (آخه نمي شد يه دكتراي ديگه به اين آقا مي داديد)

*  مترو را از شهرداری می گیریم ، مدیرش را هم خودمان تعیین می کنیم، منوریل هم می کشیم

* ساخت مترو در زمین تهران بتدریج انجام می شود و این، زمان طولانی می برد مگر اینکه با سرعت انجام بدهند.

* سی سال است که کارهای مترو در تهران انجام می شود، اما بالاخره ما چند کیلومتر مترو داریم و در چند کیلومتر آن قطار حرکت می کند؟

* زمین تهران سست است و شما از هر زمین شناس و تونل سازی بپرسید می گوید کار سخت است و گران درمی آید.

* این را ما باید انجام بدهیم و این زیرساخت لازم است و هفت خط برای آن تصویب شده است.

*دولت هم طبق معمول بودجه ها را خواهد داد اما هیچ وقت سرعت ساخت مترو نمی تواند از سرعت رشد تقاضا جلو بزند.

*تقاضا جلو زده است و ما عقب هستیمباید از روش هایی استفاده کنیم که سریعتر به ما نتیجه بدهد.

*بالاخره ما براي تهران راه حل داديم و من فکر مي کنم که به زودي بايد در مسائل تهران دخالت کنم چون مي بينم با بگو مگوهاي بي جهت مردم در ترافيک عذاب مي کشند.

*دولت خود مدیریت مترو را بر عهده می گیرد، بودجه اش را می گذارد و می سازد و قیمت آن نیز تا ده، پانزده سال بالا نخواهد بود و به سرعت هم آن را تمام خواهد کرد.

*من حتماً این تصمیم را گرفته ام و حتماً مدیر تعیین می کنم و قطار هوایی را هم خواهیم کشید.

*من تصميم گرفتم مديريت مترو را به دولت برگردانم؛ بودجه آنرا هم خواهيم گذاشت و با همين بودجه خواهيد ديد که انشاء الله کارهاي مترو انجام مي شود و به سرعت جلو خواهد رفت.

*اما خواهشم از شورای شهر و شهرداری این است که همکاری کنند، ما هیچ نمی خواهیم، یک ریال هم نمی خواهیم.

*بالاخره چهار سال دولت پول می دهد و از آن طرف با یک سری حرف هایی که واقعیت ندارد مواجه است.

 *ما در موضعی نیستیم که الآن جواب بدهیم، دولت باید سؤال کند و بگوید این پولی که داده است شما چطور خرج کرده اید.

*بیش از 850 میلیارد تومان هم اقساطی است که باید به بانک ها می دادند و بانک ها پرداخت کرده اند ولی برنگشته است.

*مجري پرسيد: آيا منظورتان اين است که مترو را دولت بسازد و به مديريت شهري واگذار کند؟
رئيس جمهور پاسخ داد: بله ما مي سازيم و آنرا به مديريت شهري مي دهيم؛ ما نمي خواهيم آنرا مديريت کنيم.

*ما داريم پول مي دهيم و از طرفي هم تحت فشار و متهم هستيم؛ چرا اين کار را کنيم؟ خودمان با سرعت مي سازيم، انشاء الله در اختيار مردم هم قرار مي دهيم.

*به بانک ها گفتیم مراعات کنید و این جدا از وام هایی است که شهرداری تهران در این سال ها گرفته است و ما هیچ محدودیتی ایجاد نکردیم.

*بنا به نظر رئيس شوراي شهر تهران ، شهرداري نيز مبلغي معادل دو برابر کمک دولت بودجه صرف کرده است.
*اگر بگوييم در مجموع 1500 ميليارد براي مترو صَرف شده است ما و مردم بايد خروجي متناسب با اين مبلغ را ببينيم.
* هر چيزي يک هزينه اي دارد، مديريت بايد مسائل اقتصادي را ارزيابي و براي احداث مترو در تهران از بهترين روش استفاده کند.
*قطار هوایی در دنیا شناخته شده استاز برخی تعجب می کنم که بین قطار هوایی و متروی زیرزمینی دعوا درست می کنند.

*توحيد کار خوبي است که مي تواند يک گره اصلي از ترافيک تهران را برطرف کند و من از عزيزاني که اين مسئله را در دستور کار قرار داده اند تشکر مي کنم.
*بنا به گفته رئيس شوراي شهر تهران هر کيلومتر اين تونل 2/2 کيلومتري، نزديک به 60 ميليارد تومان هزينه برده است.
*اگر بخواهيم همين تونل را براي مترو آماده کنيم به ازاي هر کيلومتر بين 70 تا 80 ميليارد تومان بايد هزينه کنيم ضمن اينکه هم اکنون از تجهيزات درجه يک دنيا که از کيفيت بالايي برخوردار است استفاده نمي کنيم.
هزينه سيستم و تجهيزات ثابت است و اکنون ما بايد فقط هزينه هاي مترو را در زير زمين کم کنيم.
* در طول 4 سال گذشته با هزينه صرف شده تنها 3 تکه از مترو به طول 14 تا 15 کيلومتر افتتاح شده است.
*در اين چهار سال سه بخش افتتاح شده که مجموع آن چهارده، پانزده کيلومتر است و بيشتر نمي تواند باشد، اين در حالي است که واگن و تجهيزات اضافه نشده است.

*مجري :ظاهراً 105 کيلومتر خط آماده وجود دارد اما واگني براي آن وجود ندارد.
*من اين را از شما مي شنوم و از اين موضوع خوشحالم.
*مديريت بايد طوري برنامه هاي خود را تنظيم کند که هر مقدار که تونل آماده شد قطار آن نيز آماده باشد تا بتواند از آن بهره برداري کند و اين بهتر از آن است که صد کيلومتر تونل بزنيم اما قطار نداشته باشيم؛ چرا که اگر همين امروز قطار سفارش بدهيم حداقل دو سال ديگر آماده مي شود در حالي که ما پول خود را در تونل صرف مي کنيم.
* به نظر مي رسد بهتر از اين مي توان از منابع در تهران استفاده کرد.
مجري : نظر دولت درخصوص متروي تهران و اينکه گفته مي شود دولت بودجه لازم را در بخش عمراني مترو اختصاص نداده است

. *آقاي احمدي نژاد نموداري را نشان داد که در آن کمک عمراني دولت به مترو مشخص شده بود و افزود: گفتن اين حرف خيلي آسان است .در اين نمودار کمک دولت به مترو جهش يافته است و همچنين در خصوص افزايش تعداد اتوبوس براي تهران نيز بعد از سال 1384 جهش را نشان مي دهد.
*حتي سال 1388 يارانه جابه‌جايي مترو جهش يافته است.
*بودجه در اختيار دولت نيست، بودجه در اختيار قانون بودجه است و عددي نوشته و فرضاً اعلام مي شود صد ميليارد تومان به متروي تهران اختصاص داده شود و پنجاه ميليارد به جاي ديگر و همين طور بودجه تقسيم مي شود و ما نيز موظف هستيم براساس آن برنامه صد ميليارد به مترو اختصاص دهيم.
*اينکه صد ميليارد به مترو بدهيم مشروط به تأمين درآمدهاي دولت است و متناسب با درآمد دولت بودجه را اختصاص مي دهند و پايان سال هميشه يک نسبتي از بودجه کل اختصاص مي يابد چون درآمدها در بودجه غيرواقعي پيش بيني مي شود و محقق نمي شود.
*هفتاد درصد، هشتاد درصد و شصت درصد در اين چهار سال همواره آن درصدي که به کل کشور داده ايم پايين تر از آن درصدي بوده است که به متروي تهران داده ايم.
مجري برنامه در ادامه گفت: حدود 296 ميليارد تومان بوده است

*همين امسال تا الان به کلانشهرها 59 درصد از بودجه را اختصاص داده ايم اما به تهران 70 درصد داده ايم و دولت اين توجه را داشته است؛ ضمن اينکه ما نمي توانيم جاهاي ديگر را متوقف کنيم چون آنها نيز مسئول دارند، نماينده دارند، حسابرس است و ديوان محاسبات است و پرسيده مي شود شما بر چه اساسي اين کار را کرده ايد.
*من خيلي متاسفم در حالي که بحث ها بايد علمي مطرح شود به بحث هاي در سطح خيلي پايين کشيده مي شود و اعلام مي کنند ما طلبکار هستيم و دولت نداده است

*اگر کسي از دولت طلب داشته باشد مگر دولت مي تواند آن را نپردازد؟
*درباره بودجه هاي معوق : يک معوقه داريم و آن اينکه مترو و شهرداري تهران اقساط بانک ها را به آنها برنگردانده اند.
*يارانه بليت واقعاً رقمي نيست،: مثلاً در کل کشور 70 ميليارد تومان يارانه حمل و نقل براي اتوبوس و مترو است و ما 20 ميليارد تومان آنرا براي تهران گذاشته ايم و اين را هم وقتي که درآمد بيايد مي دهيم.
* اگر ما به کل کشور 70 درصد بودجه شان را داده ايم حتماً به تهران به علت توجه دولت بيش از 70 درصد را پرداخت کرده ايم و چيزي پيش دولت نيست واين رقم در بودجه است و قانون آن نيز معلوم است.
*بنده به عنوان يک کارشناس ترافيک معتقدم که مترو قطعاً براي تهران لازم است اما در کنارش معتقدم بايد در زمينه مترو سرمايه گذاري کنيم .


 مونوریل :

*هزينه قطار هوايي قطعاً کمتر از متروست يعني قابل اثبات است که به ازاي هر نفر جابه‌جايي کمتر از نصف متروست و اين بدان معناست که ما مي توانيم از پول خود دو برابر استفاده کنيم.

*در شوراي عالي ترافيک ، سيستمهايي را مطرح کرديم اما آنها را به جنگ تبديل کردند.
*هر مهندسي که به مسائل حمل و نقل روز دنيا تسلط داشته باشد اين مسئله را مي داند که ساخت مترو در زير زمين تهران پر هزينه است.
*اگر کسي ادعا کند مترو را ارزان تمام مي کنم حرف اشتباهي مطرح کرده است مگر اينکه با تبليغات و جوسازي، طرف مقابل را به سکوت وادار کند همانطور که من سکوت کردم.
* من جزء معدود کساني هستم که تمام مطالعات راجع به حمل و نقل تهران را که از سال 1350 در جزوه هاي 50 تا 300 صفحه اي به دست کارشناسان داخلي و خارجي نوشته شده است خوانده ام
* دو سال و نيم قبل با يکي از کشورهاي اروپايي که سازنده سيستم هاي قطار است و جزو پيشرفته ترين هاست مذاکره کرديم و چهار شرکت ذي ربط اين کشور با هم مجموعه اي را تشکيل و پيشنهاد دادند که قطار هوايي تهران را بسازند و خودشان بودجه آن را بياورند و بعداً بگيرند.
* ما اين موضوع را به مديريت شهري تهران پيشنهاد داديم و قرارداد آن نيز آماده است حتي گفتيم بودجه اش را دولت تأمين مي کند و شما لازم نيست بودجه بدهيد ولي باز اين موضوع در همين حرف ها افتاد.
*اين در حالي بود که شوراي شهرسازي و شوراي عالي ترافيک نيز آن را تصويب کرد و ما هم گفتيم خودمان حاضريم جلو بياييم.

* وقتي خود بنده شهردار بودم در شوراي شهر تصويب شد.
* در اين سيستم ما دو حلقه مرکزي و بيروني داريم که مجموعاً نود و پنج، شش کيلومتر مي شود افزود: اين را مي شود ظرف دو، سه سال ساخت و در کنار آن مترو هم ساخته شود.
* اينها بحث هاي فني است و بحث هاي دعوايي نيست که يکي بيايد اين را متهم کند و يکي ديگري را متهم کند.
*وي در پاسخ به اين سؤال مجري که گفت "برخي مي گويند سياسي است" افزود: سياسي اصلاً، ما چه دعوايي داريم.
*آدم دلش مي سوزد که راه حل دارد ولي به محض اينکه راه حلي ارائه مي کنيم آن را در حرف هاي بسيار سطح پايين مي اندازند.
* ما نمي خواهيم از پول مردم تهران براي مترو گذاشته شود چون مردم تهران گران ترين هزينه زندگي را مي دهند.
*بخشي از مشکلات تهران مشکلات کشور است و چون مرکز سياسي کشور اينجاست مردم تهران هزينه آن را مي دهند به همين دليل در دولت تصميم گرفتيم که اين هزينه حمل و نقل را از دوش مردم تهران برداريم.
*من وقتي شهردار تهران بودم خيلي تلاش کردم وامي بگيرم تا طرح (مترو) را جلو بيندازيم که به هر دليل موفق نشديم و رفتيم از خارج رقمي را گرفتيم که آخر شهرداري تقريباً محقق شد.
*بنده خادم مردم، در کار ساختماني بودم، ساختمان و راه ساخته ام و مي فهمم؛ بالاخره پشت بولدوزر و لودر هم نشسته و کار کرده ام؛ لودر و بولدوزر را هم مي فهمم چيست، مترو را هم مي فهمم، کار ساختماني را هم مي فهمم.
*مسکن ، ميراث فرهنگي ، آب ، برق و فاضلاب در تهران قابل واگذاري است و ما آمادگي داريم همه اينها را واگذار کنيم تا اين مديريت بخشي در تهران در اختيار شهردار محترم يا در اختيار شوراي شهر ، هماهنگ و متمرکز شود.


اتوبوس
* اين بحث ها در بخش هاي ديگري چون اتوبوسراني هم هست؛ بالاخره در اتوبوسراني الان بايد ببينيم چند دستگاه اتوبوس داريم و چند نفر جابجا مي کنند.
مجري: گفته مي شود 6500 دستگاه.
*بايد ديد هر کدام از اتوبوس ها چند نفر را جابجا مي کنند؛ در اين باره يک فرمي در دنيا وجود دارد و اگر متوسط اين جابجايي پايين بيايد معنايش اين است که ما از امکانات خوب استفاده نمي کنيم.
*بالاخره کف نرم جابجايي 1000 نفر است.
*ما براي همه راه حل داريم و همه اينها راه حل شناخته شده دارد.
*خط ويژه يک راه حل است. خط ويژه يعني فرصت را به اتوبوس دادن.
*حتي مي توان همه چراغ ها را براي اتوبوس سبز کنيم و اينها شدني است منتها در جايي که خط ويژه مي زنيم بايد به بهبود جابجايي منجر شود نه اينکه هر خط ويژه اي درست است.
* من نمي خواهم الان وارد اين بحث شوم، الان خط ويژه اي در تهران داريم که مطلقا علمي نيست اما زده شده است.

*مردم چاره اي ندارند و مي خواهند جابه جا شوند، افزود: متوسط تاخير اضافه شده؛ در حالي که ما حمل و نقل عمومي مي آوريم، خط ويژه مي زنيم تا سرعت بالا برود و متوسط تاخير پايين بيايد.
اينکه همه مردم براي ما محترم هستند، ما مي خواهيم متوسط تاخير کل پايين بيايد يعني هر کس در تهران جابه جا مي شود با سرعت بيشتري جابه جا شود.
* ما مي خواهيم ترجيحا آنهايي که با حمل و نقل عمومي جابه جا مي شوند با سرعت بيشتري بروند اما کل ترافيک بهتر شود نه اينکه بگوئيم 10 درصد با سرعت 80 کيلومتر و 90 درصد با سرعت دو کيلومتر در ساعت جابه جا شوند اين که کار علمي نيست.
*: از مديريت شهر تهران بارها خواسته ام که بگويند چه چيزي براي مديريت واحد کم دارند؛ اگر نقص قانون باشد لايحه مي دهيم و اگر نياز به مصوبه دولت باشد همکاري مي کنيم البته برخي موارد مانند پليس راهنمايي و رانندگي دست ما نيست.
*ما در تهران راحت نيستيم و ممکن است کسي مثل احمدي نژاد بگويد مشکل خود را حل مي کنم، کما اينکه داشته ايم اما بايد قدم برداشت.
*من اصرار دارم مطلقا هيچ کس از خط ويژه استفاده نکند؛ در طول اين 4 سال دو بار استفاده کرديم؛ يک بار در 200 متري انتهاي جمهوري و آن هم شبي که پدرم در بيمارستان بود و چند بار از راننده تا رسيدن به بيمارستان انتقاد کردم. يک بار هم ديشب بود که قصد رفتن به مجلس را داشتيم و همين که مشغول صحبت بوديم راننده حدود 20 متر در خط ويژه حرکت کرد.
*اصرار دارم خودم در جريان ترافيک باشم چرا که با مردم زندگي مي کنم.

مسافر سرپايي در هواپيما

یک شرکت هواپیمایی ایرلندی، به منظور صرفه جویی در فضای داخلی هواپیما و سوار کردن مسافر بیشتر، دست به ابتکار جدیدی زده است.

به گزارش ایرانتو، شرکت Ryanair نوعی صندلی ایستاده طراحی کرده است که مسافران مسیرهای کوتاه می توانند با تکیه دادن بر آنها در هواپیما جای گیرند.

این کار باعث افزایش ظرفیت هواپیما و کمتر شدن قیمت بلیط می شود.

در آخرین نظرسنجی بعمل آمده در همین رابطه، دو سوم شرکت کنندگان گفته بودند، حاضرند در یک پرواز یک ساعته سر پا بایستند اگر بلیط رایگان به آنها تعلق گیرد! 42 درصد هم حاضر بودند با نصف قیمت سرپا بایستند.

هم اکنون بسیاری از مسافران اتوبوس و مترو در اروپا، مسیر یک ساعته را بصورت سرپا طی می کنند.

انتخابات رياست جمهوري و دغدغه های فکری

امروز ديگر سكوت را شكستم، (سينه خواهم شرحه شرحه تا بگويم شرح درد افتضاح) 

چند هفته است به ايميل ها قديمي سر مي زنم تا دعوت نامه و مكاتباتي را كه قبلاً از سر دلخوشي با دانشگاه‌ها ديگر داشتم بررسي كنم. يادش بخير كه در آن زمان براي اينكه از ساير همكلاسي هايمان كم نياوريم به دانشگاهاي مختلف ايميل مي زديم و درخواست پذيرش مي كرديم. از آمريكا، كانادا، انگليس، استراليا و ژاپن گرفته تا هند و مالزي. در تمام اين كشورها دوستاني دارم كه با آنها در دوره فوق با هم همكلاس بوديم . اما توي ايران هيچ همكلاسي ندارم!!! عجيبه نه!

آيا باز هم براي رفتن راهي هست؟!!

كاملاً نااميد و خسته از جنگ رواني و اين دولت جديد مردمي!!!

امروز در روزنامه ها خواندم مقام معظم رهبري كتباً دستور عزل رحيم مشايي رويين تن را از سمت معاون اولي داده است، و رئيس جمهور هم جواب نه داده؟!!! رحيم مشايي ‌اي كه در بازجويي هايي كه اول انقلاب از منافقين داشته، به يكي از اونها علاقه مند ميشه و باهاش ازدواج مي كنه! كسي كه پرونده امنيتي اش دچار هزار و يك مساله مبهمه، كسي كه بارها در سفرهاي هيات دولت مدعي ارتباط با امام زمان ميشه! كسي كه ....

شنيدم داماد ۲۴ ساله آقاي احمدي نژاد شده رئيس دفتر رئيس جمهور!!! رئيس دفتري كه بايد با تمام سفارت خانه ها در ارتباط باشد، رئيس دفتري كه بايد با دفتر رهبري، قوه قضائيه، مقننه و ... در ارتباط باشد. با آنها مكاتبه كند، جلسه هماهنگ كند، تلفن بزند، پيگير كارها باشد، جوابگو باشد و ..... آيا يك جوان ۲۴ ساله بي تجربه مي تواند اين كار ها را بكند. آيا بايد اين قدر پست رياست دفتر رئيس جمهوري را كوچك و حقير كرد تا بر قامت اين جوان اندازه شود؟ آيا اين جوون ۲۴ ساله بلد است يك نامه ۲ خطي بنويسد كه از نظر املايي و انشايي مشكل نداشته باشد؟.....

يادم هست سر تغيير ساعت شروع به كار بانك ها از ۷:۳۰ به ۹ صبح رئيس جمهور چه ماجراها و جنجالهايي آفريد. توجيهش هم اين بود كه من دكتراي حمل و نقل دارم، خوب مي دانم چقدر در رواني ترافيك موثره!   اون زمان كلي توي دلم بهش خنديم و به راحتي از كنارش گذشتم اما هزاران ساعت وقت نمايندگان مجلس صرف شد تا طرحي در اين خصوص به صحن علني مجلس ببرند و مصوبش كنند تا شروع به كار ساعت ۷:۳۰ صبح بانك ها قانون بشه!

هزاران ساعت وقت نمايندگان مردم صرف شد تا قانوني تصويب كند كه در نيمه دوم سال ساعت رسمي كشور يك ساعت به جلو كشيده شود. چرا كه آقاي رئيس جمهور به اين كار اعتقادي نداشتند.

آيا در زمان دولت‌هاي قبلي نيز اين همه انرژي براي اختراع چرخ مي شد؟!!!

متاسفانه بنده به عنوان يك كارشناس حمل و نقل نظر و تجويز اين آقاي دكتر را براي برون رفت از مشكل گريبانگير حمل و نقل تهران و كشور را نه تنها قبول ندارم كه بر عكس معتقدم آثار زيانبار شديدي را دارد. اين نظر تنها شخص بنده نيست، بسيار از متخصصين حمل و نقل به اشتباهات ايشان اذعان دارند... نظر احمدي نژاد در زمينه‌اي كه در آن مثلاً تحصيل كرده مورد تاييد صاحبنظران آن رشته نيست. واي به حال ساير نظرات ايشان در حوزه هاي اقتصادي، مديريتي، اجتماعي و سياسي و ....

سال گذشته تحليلي را از آقاي دكتر مهدي خزعلي در مورد شخصيت رئيس جمهور خواندم، جدي نگرفتم اما با حوادث اخير صحت آن كاملا تاييد شد. بد نيست شما نيز آن را بخوانيد.(روانشناسي احمدي نژاد

حال علت اين همه وقايع اخير را بهتر خواهيد فهميد هر چند كه خود مي دانستيد.

رئيس جمهور لجباز

بسيار از افراد روشن فكر و تحصيل كرده به اين نتيجه رسيده اند كه خروج از كشور تنها راه باقي مانده براي رهايي از اين معضلات در كوتاه مدت است. مردم كه نتوانستند خود كاري كنند، خدا به دادشان برسد. با اين رئيس جمهور محبوبَ!!! لجباز و یک دنده.

تقلب در كنكور سراسري، تقلب در آزمون دستياري پزشكي، تقلب در انتخابات رياست جمهور، تقلب در تيم ملي جودي نوجوانان كشور(خدا بيامرزدشان) و ... واي خدا كه چه بايد كرد در اين كشور گل و بلبل!

پليس راهنمايي و رانندگي در ايران، بالاتر از قانون

اين اواخر مطالب زيادي در مورد نحوه برخورد پليس راهنمايي و رانندگي با شهروندان خوانده و ديده ام. حتي در يك مورد نيز تجربه كردم. قوه قضائيه رسماً توقيف خودروها را فقط به سه دليل قانوني دانست اما در شهر چه مي گذرد . . .

مطالبي را نيز شهروندان از سوء رفتار پليس در سايت هاي مختلف اعلام كرده اند اما چون بسيار از اين موارد جزئي است و پيگيري آن مستلزم وقت و بروكراسي شديدي است (و به احتمال زياد بي نتيجه) قريب به اتفاق شاكيان به دنبال پيگيري آن نمي رود.  اين باعث شده كه پليس فكر كند عملكردش عالي است اما ابتدا بخوانيد فريادهاي مردم را در چاه! (وب سايت‌ها)

چند ماه قبل نيز براي خودروي بنده مشكلي رخ داد كه ناشي از حمل نا صحيح (از محل پارك در خيابان رودكي تهران تا پاركينگ ققنوس در افسريه) بود اما اگر به اعتراضات من پاسخي دادند ، از سنگ هم صدا درآمد...
دقیقا ماشین بنده نیز پس از انتقال بدلیل حمل و نقل غیر اصولی، در دو طرف قسمت درب جلو دچار فرو رفتگی شد. قضیه وقتی جالبتر میشود که پلیس اتومبیل بنده را از کوچه خودمان برده بود. آنهم بدلیل اینکه یکی از همسایه ها فکر کرده بود ماشین ما چند روزی است در کوچه خودمان توسط افراد ناشناس رها شده است.
پس از مراجعه تنها اظهار تعجب پلیس برایمان باقی ماند و با پرداخت هزینه پارکینگ و جرثقیل، اتومبیل را با فرو رفتگی درب تحویل گرفتیم. البته مسئول پارکینگ مدعی بودنداگر شکایتی دارید بگذارید اتومبیلتان بماند و بروید شکایت کنید. روندسریع رسیدگی به پرونده ها هم که مشخص است...

ماشین من بعد از تصادف با باک تقریبا پر به پارکینگ رفت اما وقتی آن را از پارکینگ گرفتم باکش فقط چند قطره بنزین داشت
ماشین من در تاریخ 9/2/88 بعلت پارک در توقف ممنوع به پارکینگ وحدت در تبریز منتقل شد. پس از طی مراحل قانونی وقتی به پارکینگ مراجعه کردم مشاهده کردم سپر جلو و عقب دچار شکستگی شده و بعلت بالا بودن اهرم ترمز دستی سیستم ترمز آن دچار آسیب شده بود. در ضمن بعلت استفاده از سویچ اشتباهی مجبور به تعویض مغز سویج شدم. به مسئول پارکینگ اعتراض کردم که در پاسخ گفت ماشینت از اول به این شکل بود و حرفتو تو هیچ دادگاهی نمی تونی ثابت کنی
با سلام
من چند روز پیش تو همت دیدم
پرایدی که پشت جرثقیل بسته شده بشدت دود ازش بلند شده
البته خودم سوار ماشین بودم سرعتم رو
زیاد کردم خدمو بهش رسوندم
به راننده گفتم بابا بنده خدا (راننده پراید)دستی رو کشیده الانه ماشین آتیش می گیره
یارو گفت کور نیستیم می بینیم
دیگه پارکینگ رو می تونید شبیه سازی کنید
بعد از تصادف و ارجاء پرونده به دادگاه 4 ماه طول کشید تا حکم آزادی ماشین رو دادگاه داد!!!!!!!!!!! پس از اون وقتی به پارکینگ مراجعه کردم هزینه توقف شبی 2500 تومان توی یه پارکینگ خاکی که حتی توجهی هم به ماشین نشده بود و 75000 هم هزینه جرثقیل دادم
من ماشین رو توی محل خودمون که نزدیک پارکینک تصادفی ناجاست می گذاشتم شبی 1500 بود تازه پارکینگ هم بهتر و امن تر هستش .
پليس خودرو پژو 206 بنده رو به پاركينگ منتقل كرد بعد از خارج كردنش به دليل خسارتي كه به سپر و جلوبندي و رادياتور و پروانه خورده بود ناچار شدم 500 هزار تومان هزينه كنم و هنوز هم مثل روز اول نشده
منم وقتي رفتم ماشينم رو بگيريم ديدم كه روي سقف ماشين سفيدم قير سياه ربختن وقتي اعتراض كردم با خنده نگهبان پاركينگ مواجه شدم كه گفت وقتت رو تلف نكن چون به جايي نميرسه
با سلام،موارد اشاره شده براي اينجانب در كلان شهر تهران رخ داده است ومتاسفانه علاوه بر پرداخت جريمه هاي غير واقع!! وپول پاركينگ وحمل توسط جرثقيل!!مبالغي را بايد صرف تعمير خودرو نمايم
پراید اینجانب را در مقابل پارک ملت با جرثقیل به پارکینگ سئول بردند محل پارک تابلو حمل با جرثقیل نداشت لذا با فکر بسرقت رفتن آن مدت 15 روز در کلانتری ونک و اداره آگاهی سرگردان بودم تا بطور اتفافی متوجه نگهداری آن درآنجا شدم مسئول این ناهماهنگی نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندکی و اتلاف وقت مردم کیست
ماشین من را هم چند وقت پیش یکی از همین جرثقیل ها برد و چون ترمز دستی ماشین بالا بود لاستیک عقب و کاسه چرخ داغان شده بود.
چند ماهي است که پليس راهنمايي با همکاري پارکينگ‌هاي عمومي، وسائط نقليه متخلف را توسط جرثقيل به پارکينگ منتقل مي‌کند. متاسفانه در اين عمليات انتقال و همچنين در پارکينگ‌ها شرط امانتداري رعايت نمي‌شود و معمولا بعد از پرداخت جرايم و هزينه‌هاي جرثقيل و پارکينگ و ... بايد هزينه‌اي نيز از بابت ترميم صدمات وارده به خودرو کنار گذاشت، از آسيب‌هاي وارد شده به جلوبندي و بدنه خودرو گرفته تا گم شدن سويچ دزدگير و قالپاق و... .
به تازگی پارکينگ مشروطه در تبريز که يکي از پارکينگ‌هاي نگهداري اينگونه خودرو‌ها و موتورسيکلت‌هاست، دچار حريق شد و در حدود سیصد موتور سيکلت و خودرو از بين رفت. متأسفانه صاحبان وسايط نقليه منهدم شده در مراجعه به پليس براي تعيين تکليف خودرو خود با برخورد بي‌مسئولانه پليس روبه‌رو شده و براي حل مشکل خود به پارکينگ ارجاع داده شده‌اند و مسئولان پارکينگ نيز جوابگوي ايشان نبوده و آنها را در بلاتکليفي گذاشته‌اند.
و ...
 
اينها تنها بخشي از درد مردم بود، اما مورد خودم:
در ۲۵ فروردين ماه سال جاري در ساعت ۷ صبح (كه اتفاقاً تنها روز برفي سال جديد بود) از مسير غير از مسير روزانه به محل كارم مي رفتم. ۵۰ متر انتهايي يك معبر يك طرفه طولاني، تابلوي ورود ممنوع نصب شده بود كه شاخه درختاني كه تازه جوانه‌زده بودند جلوي تابلو ورود ممنوع را گرفته بود و برف درشت و شديدي كه مي آمد نيز مزيد بر علت شد تا تابلوي ورود ممنوع را نبينم. از طرفي چند ماه قبل در پروژه خط ۳ بي آر تي به دليل تعويض جهت خيابان آيت گزارشي در خصوص برداشتن ممنوعيت ورود به اين كوچه و ساير كوچه ها نوشته بودم، مورد تصويب كميته فني شبكه معابر قرار گرفته بود.
اما در ابتداي ميدان هفت حوض خودروي ۲۰۶ پليس در كمين نشسته بود تا ....
بنده و سه خودروي جلويي متوقف شده و جناب سروان با بلند گوي ماشين دستور دادن مدارك را برايشان ببريم. مدارك را بردم و توضيح دادم كه اولاً بنده به خاطر شاخه درختان، تابلو را نديدم و خطاام غير عمد بوده ثانياً از نظر اصول مهندسي ترافيك اين معبر ۵۰ متري بايد در جهت  عكس يكطرفه باشد، ثالثاً برعكس كردن جهت اين معبر مصوبه لازم الاجراي كميته شبكه معابر را دارد.
 جناب سروان پاسخ داد:
حرف شما درست است اولاً شهرداري بايد شاخه درختان را هرس كند نه بنده! ثانياً من هم معتقدم كه اين كوچه بايد در جهت بر عكس وضع موجود يكطرفه باشد. ثالثاً طرح سازمان ترافيك ابلاغ شده اما رئيس پليس منطقه جلوي اجرايش را گرفته است. رابعاً (ميكروفون بلند گوي خودروش را بر داشت و داد زد:) سرباز بي سيم بزن جرثقيل بياد اين ماشين را ببره پاركينگ!!! بعدش هم به سرباز دستور داد: برو سر كوچه واستا ماشين نياد، سرم داره خيلي شلوغ ميشه!
خلاصه حدود ۲۰ دقيقه زير برف ايستادم تا جناب سروان جريمه را بنويسد و محبت فرموده بنده را نيز مثل سايرين جريمه نموده و گواهينامه ام را توقيف نمايد.
بعد از  اين نحوه برخورد تا محل كارم نزديك بود ۲ تصادف شديد بكنم كه در يكي از آنها موتوري اي (البته به دليل حركت در خلاف جهت خيابان قرني)  زمين خورد كه خوشبختانه چيزيش نشد. و صبح همان روز به دليل پارك در روي خط كشي دوباره جريمه بشم. (يكي از افتخارات بنده اين بود كه در طول ۱۵ سال گذشته تنها ۲ بار آن هم سواً جريمه شده بودم). يعني در طول ۱۵ سال دو بار جريمه و يك بار تصادف اما در طول يك روز دو بار جريمه بعلاوه دو موقيعيت نزديك به تصادف شديد؟!!
اما سوالات:
- آيا بايد پليس بيايد بالاي سر بنده يا بنده بايد بروم خدمتشان؟ اين موضوع تا چه اندازه از نظر رواني مي‌تواند تاثير بر روي راننده بگذارد و تا چه اندازه در آرامش و  ايمني رانندگي تاثير گذار است؟ (توصيه مي‌كنم در فيلم‌‌هاي پليسي خارجي كمي به اين موضوع و نحوه برخورد پليس با راننده متخلف دقت كنيد)
- آيا بعد از ۲۰ دقيقه چرا بايد پليس بپرسد چه كار كنم؟ (اين معناي بسيار بدي دارد) و وقتي بنده تقاضا كردم مثل سايرين (و طبق قانون) با من برخورد شود ناراحت شده و تهديد به توقيف خودرو مي‌كند؟
- آيا پليس بايد در مكاني كه مي‌داند به اشتباه ممنوع شده كمين كند تا شهروندان را ادب نمايد؟
- آيا نبايد پس از يك ماه گواهينامه بنده (بنا به اظهار خود مامور پليس) به درب منزل پست شود؟ جريمه بنده يك ماه ممنوعيت از رانندگي بود نه بيشتر!
- طي سه بار تماس با اپراتورهاي مختلف ۱۱۰ هيچكدام نتوانستند بنده را راهنمايي كنند كه چگونه مي‌توانم گوهينامه‌ام را دريافت نمايم.
- . . .
 
نيروي انتظامي از بي نظمي و هرج و مرج شديد داخلي رنج مي‌برد و به جاي اينكه ابتدا امر خودش را اصلاح كند به زور مي خواهد ابتدا مردم را اصلاح كند. مديران ما به دليل مصونيتي كه از گير افتادن در اين شرايط براي خود ايجاد كرده‌اند متوجه اين نوع سوء رفتارها نمي شوند و با اين روال نخواهند شد. قريب به اتفاق مديران مقننه، اجرايي و قضائيه و نظارتي در سطوح مديران تصميم گير و اثر گذار داراي راننده شخصي هستند و هيچ گاه در چنين شرايط گرفتار نمي شود و قرباني نخواهند شد تا درد مردم را از اين سوء رفتارها درك نمايند.
طي اين چند سال اخير سوء رفتارهاي شديدي را از ماموران تجس كلانتري محل گرفته تا قاضي دادسرا و ماموران راهنمايي و رانندگي ديده ام كه خودشان هم ابتدا با تهديد و ارعاب (و پس از اينكه متوجه مي‌شوند بي‌نتيجه است و فقط دلايل محكمه پسندتر دست من داده‌اند) با تلطيف سعي كرده‌اند بر اين سوء رفتارها سرپوش گذارند. كه هر كدام حكايت هاي خاص خودشان را دارد كه در اين مقوله نمي گنجد.
البته به قول يكي از دوستان باتجربه بنده اي مامورا دولتي در تهران گرگهاي باران ديده اي هستند كه اين سوء رفتارها به عادت هاي روزانه شان تبديل شده است. اما در شهرستان ها برخورد ماموارن دواتي و حكومتي اين گونه نيست. شايد بد نباشد نيروي انتظامي براي تنبيه چنين ماموارن دريده تهراني خيلي بيشتر از انتقال اجباري به ساير شهرها استفاده كند. (البته اميد كه ماموران شهرستانها گر نشوند!)
 
 فكر كنم لازمه اين طرح تشديد با متخلفين رانندگي كه آقاي دكتر قاليباف نيز (بخاطر سابقه قبليش در نيروي انتظامي) بسيار بيش از حد نياز بر آن تاكيد دارد آموزش و فرهنگسازي هم در نيروي پليس و هم در مردم جامعه است. قطعاً برخورد شديد با تخلفات سهوي غيرعمد، تخلفاتي كه ناشي از اجبار شديد صورت مي‌گيرد(به عنوان مثال ۹ ماه تابلو گذاري اشتباه در محله ما با بيش از ۵۰۰ خانوار باعث شده بود كه هر خودرويي كه از محله خارج مي شود ديگر نتواند وارد شود مگر اينكه در جهت خلاف مسير تعيين شده براي كوچه‌ها حركت كند.) قبح تخلف را براي بسيار از رانندگان مي شكند و اين يعني شروع بسيار از مشكلات جديد و ... يعني دقيقاً نتيجه عكس چيزي كه انتظار داشتيم، يا برخورد ناصواب ماموران راهنمايي باعث برهم خوردن تعادل روحي رواني راننده شده و احتمال تصادف را بعد از اعمال قانون چندين برابر خواهد نمود.
 

International Association of Public Transport (UITP) Events

International Association of Public Transport (UITP) Events

See the UITP web site, www.uitp.org, for information on all UITP events.

Conference Dates Location
Training Program
20-22 April 2009 Singapore
Regional Workshop
21-23 April 2009 Johannesburg, South Africa
First Automated Metro Seminar 5 June, 2009 Nuremberg, Germany
UITP Mobility & City Transport Exhibition 8-11 June 2009 Vienna, Austria
58th UITP World Congress
7-11 June 2009 Vienna, Austria
Sputnic Project
Final Conference
3 July 2009 Brussels, Belgium
Seminar -- New technical rules for rail - opportunities and challenges 22 September Brussels, Belgium
Training -- Sustainable Development Training and Coaching session 5-6 October Brussels, Belgium
Conference -- 5th International Marketing Conference 7-9 October 2009 Lisbon, Portugal
Congress And Showcase 2nd MENA Public Transport Congress and Showcase 25-27 October 2009

 

سال اصلاح الگوي مصرف، بحران اقتصادي جهاني و صرفه‌جويي

خبر اول:
فراخوان مناقصه نوبت دوم سازمان حج و زيارت(صفحه ۲۰روزنامه همشهري ۱۹/۰۱/۸۸):
عمليات ابنيه مرحله اول مركز آموزش و پژوهش حج و زيارت در شهر آفتاب با برآورد اوليه ۲۷۰ ميليارد ريال.

خبر دوم:
صفحه ۴ ضميمه همشهري ۱۹/۰۱/۸۸ - همشهري زندگي: قطب هاي مصرف گرايي دنيا هم ريخت و پاش نمي‌كنند، ..... نخست وزير چين اخيراً اعلام كرد كه دولت بايد در مقابله با بحران اقتصادي جهاني و كاهش هزينه‌ها پيشگام باشد. وي دستور داد تا قبل از سال ۲۰۱۰ هيچ مجموعه‌ اداري جديدي در اين كشور ايجاد نشود.

تحيل خبر:
خودتان اين دو خبر را با هم مقايسه كنيد. سازمان حج و زيارت براي پژوهش در زمينه حج در مرحله اول ۲۷۰ ميليارد ريال هزينه مي كند، اين گونه پژوهش‌ها كاري است كه بيشتر بايد در حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌هاي علوم اسلامي و ده‌ها مركز اسلامي مشابه صورت بگيرد نه در يك دستگاه اجرايي آن هم ۲۷ ميليارد تومان در فاز اول آن! متاسفانه بسياري از اين ريخت و پاش‌ها به بنام دين و اسلام صورت مي‌گيرد و هر گونه مخالفت با اين گونه اصراف‌ها به منزله مخالفت به دين تلقي مي‌شود.

جالب اينجاست كه همه مي‌دانيم كه بحران اقتصاد دنيا گريبان اقتصاد ما را هم خواهد گرفت، مقام معظم رهبري هم امسال را سال اصلاح الگو مصرف ناميدند، اما باز هم كار خودمان را انجام مي‌دهيم. فقط روابط عمومي مسئول است تا در و ديوار ادارات را با اين شعارها پر كند و بس!
قبول كنيم كه ما مسلمانان دستورات اسلام را در حد حرف و شعار داريم، و آن غير مسلمانان در عمل!

 ما هم بايد حداقل ساخت تمام ساختمانهاي جديد دولتي را متوقف كنيم!  بودجه را به اتمام ساختمانهاي نيمه تمام موجود اختصاص دهيم، تا از اين بحران عبور كنيم. چرا بايد از فروردين امسال سازمان بازرسي كل كشور ۶۰۰۰ متر مربع ساختمان خود را توسعه دهد، بحث بنده اين نيست كه اين كار نياز نيست بلكه زمان آن الان نيست! مگر قرار نيست كه اصل ۴۴ را اجرا كنيم، قرار نيست خصوصي سازي در كشور تسريع شود. پس اين پروژه‌هاي ساختماني عظيم دولتي و عمومي براي چيست؟

كمي عميق‌تر فكر كنيم، بد نيست دوباره در برنامه هايمان تجديد نظر كرده و مجدداً با استفاده از فرمايش رهبر و با توجه به شرايط دنيا، ايران آنها را بازنگري و اولويت‌دهي كنيم. كمي هوشمندانه‌تر با در نظر گرفتن شرايط اطرافمان اقدام نمائيم.

خبر اول: (۱۰/۱/۸۸)

خبرگزاری مهر: رئیس اتحادیه هتلداران خراسان رضوی گفت: ترافیک مهمترین معظل و مشکل موجود در حوزه صنعت گردشگری کلانشهر مشهد است.

محمد قانعی در گفتگو با خبرنگار مهر در مشهد اظهار داشت: یکی از مهمترین مشکلات موجود در حوزه صنعت گردشگری در مشهد معضل ترافیک است که تمام‌ راهکارهای برنامه ‌ریزی شده باید معطوف به حل این مشکل شود.

رئیس اتحادیه هتلداران خراسان رضوی افزود: در برنامه ‌ریزی‌ های مدون زیرساختی، نیازمند نگرشی کارشناسانه در راستای حل مشکلات موجود در صنعت گردشگری هستیم.

خبر دوم :(۱۰/۱/۸۸)

رييس شوراي اسلامي شهر مشهد گفت: اجراي طرح محدوديت ترافيكي در هسته مركزي اين شهر عامل اصلي و موثر در کاهش ضريب ماندگاري زائران نيست.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، منطقه خراسان، سيدمحمد طباطبايي يزدي با بيان مطلب فوق افزود: ترافيك يكي از عوامل تاثيرگذار در مدت ماندگاري زايران و مسافران در مشهد است كه براي حل اين معضل طرح‌ها و برنامه‌هايي در دست بررسي و اقدام است.

وي با اشاره به اين موضوع كه هر چقدر ترافيك روان‌تر باشد جاذبه بيشتري براي ماندگاري زايرين ايجاد مي‌شود، گفت: ايجاد تقاطع‌هاي مسطح مي‌تواند يكي از عوامل رفع اين معضل باشد كه شهرداري براي اقدام پيرامون آن نيازمند اعتبار لازم است.

طباطبايي از مطالعه طرح چند سطحي كردن محدوده شهر و منطقه ثامن در راستاي كاهش ترافيك در اين بافت‌ها خبر داد و اظهار كرد: براي اين منظور ضمن دعوت از مشاوران در سال جديد كميسيون‌هاي تخصصي در رابطه با مطالعه چند سطحي شدن ورودي‌ها و تقاطع‌هاي منطقه ثامن و بافت مركزي شهر تشكيل شده است و كارگروه‌هايي نيز برگزار خواهد شد.

وي همچنين با اشاره به مطالعه طرح تردد دوچرخه و عابرين پياده در ايام خاص نيز گفت: اعتبار اين طرح گذاشته شده و مشاورين در حال طراحي مسيرهاي ويژه جهت اين امر هستند.

رييس شوراي اسلامي شهر مشهد در ادامه يكي ديگر از مشكلات زيرساختي در زمينه ماندگاري زايرين را كمبود پاركينگ‌هاي عمومي و طبقاتي دانست و افزود: براي رغبت بخش خصوصي به سرمايه‌گذاري در اين حوزه تمهيدات خوبي ديده شده است كه مي‌توان به واگذاري زمين به مدت 30 سال به صورت رايگان به بخش خصوصي متقاضي ساخت اين پاركينگ‌ها اشاره كرد.

وي گفت: همچنين نرخ اين پاركينگ‌ها به صورت آزاد در خدمت سرمايه‌گذار قرار مي‌گيرد كه متاسفانه تاكنون استقبال خوبي از آن به عمل نيامده است.

اي اعرابي، اين ره كه مي روي به تركستان است.

متاسفانه هنوز مسئولين نگاه و نگرش درستي بر بحران ترافيك ندارند و راهكار انتخابيشان ره به تركستان است. جابجايي روزانه  چند صد هزار نفر در محدوده حرم مطهر امام رضا را هرگز نمي توان بر پايه سواري هاي شخصي پايه‌ريزي كرد.
وقتي كنار حرم مطهر بزرگترين پاركينگ طبقاتي خاورميانه احداث مي شود، حتماً بعد هم مي خواهيم طرح ترافيك اعمال كنيم! آقايان محترم بزرگترين پاركينگ طبقاتي را هم ساختيد با كمبود معابر اطراف و حرم چه خواهيد كرد.

بنده توفيق تشرف به مكه را نداشته ام، اما آقايان كه بارها و بارها مشرف مي شوند و جاي مهر بر سر دارند بد نيست به جاي لعن و نفرين يه بنده‌هاي خطاكار خدا، نگاهي به مسئله جابجايي زوار خانه خدا باندازند. حداقل از تجربه اين عرب‌هاي ملخ خور استفاده نمايند.

تسهيل تردد و جابجايي افراد در محدوده حرم فقط و فقط با استفاده از حمل و نقل عمومي، پياده روي (و دوچرخه ) امكان پذير است و بس! ببينيد كه بنده كي گفتم.

 

آقای رئیس جمهور! قدر فرصت سه ماهه را بدانید!

آقای رئیس جمهور! قدر فرصت سه ماهه را بدانید!

نم‌نم باران بهاری در اردیبهشت سال 1384 باعث ایجاد طوفان بین شهرداری و دولت وقت شد اما در زمستان بی‌باران سال 1387 طوفان بین این دو نهاد بارها درگرفته و به نقطه اوج خود در کل دوران شکل‌گیری مدیریت شهری در ایران رسیده است. تا جایی که جلسات مشترک ترافیکی در ماه اخیر خود باعث تشدید ترافیک دعواهای این دو نهاد مخصوصا در زمینه حمل و نقل شد.


مشکلاتی که از پاستور هم دیده نشد

«محمد خاتمی» رئیس‌جمهور سابق در اردیبهشت سال 1384، وقتی برای شرکت در مراسمی عازم دانشگاه تهران بود به دلیل باران و ترافیک با تاخیر در مراسم حاضر شد. این موضوع باعث شد تا از ترافیک شهر تهران گلایه کند اما حتی یک روز از این گلایه‌ها نگذشته بود که «محمود احمدی‌نژاد» که در آن تاریخ بر صندلی شهرداری تهران تکیه زده بود شدید ترین انتقادها را علیه رئیس‌جمهور به کار برد: «مطلع شدم که رئیس محترم دستگاه اجرایی بالاخره یک‌بار در ترافیک تهران معطل شدند و از نزدیک آن را لمس کردند، هرچند دوست نداریم رئیس‌جمهور در ترافیک معطل شوند، اما از این جهت خوشحال و از سوی دیگر متاسفم؛ خوشحال از این که بالاخره یک بار از میان مردم عبور و در پایان دوره هشت ساله بخشی از مشکلات مردم را لمس کردند و متاسف از این که بسیار دیر و در پایان دوره ماموریت با معضل ترافیک آشنا شدند».

او در کسوت شهردار تهران به این انتقادها شدت بیشتری داد و گفت:«البته احتمال مي‌دهم كه رئيس‌جمهور اين بار از مسير ويژه و با اسكورت حركت نكرده و همين امر باعث شده كه بخشي از مشكلات مردم را لمس كند. شايد به جاي اينكه از پاستور به دانشگاه تهران بروند، از كاخ سعدآباد حركت كرده‌اند و اين مسير طولاني ايشان را دچار مشكل كرده است و فكر مي‌كنم اگر دفترشان در پاستور باقي مي‌ماند، شايد زودتر با مشكلات مردم آشنا مي‌شدند؛ چراكه در سعدآباد انسان ديرتر واقعيت‌هاي زندگي مردم را مي‌بيند».

در حال حاضر، با وجود اینکه شهردار سابق تهران بیش از سه سال است که به عنوان رئیس‌جمهور کشور در پاستور ساکن و احتمالا در این مکان زودتر با مشکلات مردم آشنا شده است اما شهروندان این شهر احساس نمی‌کنند دولت باری از مشکلات ترافیکی این شهر برداشته باشد و این پرسش میان شهروندان برای بارها تکرار شده ،چرا رئیس‌جمهوری که زمانی شهردار کلانشهری مانند تهران بوده است اقدامی در زمینه برطرف کردن مشکلات پایتخت مخصوصا مشکلات ترافیکی نمی‌کند؟ «علی نوذر پور» کارشناس مسائل شهری در گفت و گو با خبرنگار فرهنگ آشتی در این رابطه می‌گوید: « می‌توان با قاطعیت گفت درست در نقطه مقابل خواسته و درخواست‌های خودشان در زمانی‌که در شهرداری بودند عمل کردند و می توان گفت نمره دولت در این زمینه نمره غیر قابل قبول است. در ابتدا چنین انتظاری می رفت تا دولتی که رئیسش زمانی شهردار بوده است به مشکلات شهری بیشتر توجه نشان دهد و باتوجه به خواست‌ها و درخواست‌هایی که آقای احمدی‌نژاد از دولت قبل داشت قطعا انتظار می‌رفت که وقتی دولت را در اختیار گرفت در همان چارچوب عمل کند اما چنین اتفاقی رخ نداد».


رئیس‌جمهور قدر فرصت سه ماهه را بداند

چهار سال پیش احمدی‌نژاد در کسوت شهردار تهران به خاتمی در کسوت رئیس دولت هشتم توصیه کرده بود تا قدر فرصت سه ماه تا اتمام دوره خود را بداند و به مردم خدمت کند. اما درست در حالی‌که حدود سه ماه تا پایان عمر دولت نهم باقی مانده است، احمدی‌نژاد از قالیباف برای شرکت در جلسه‌ای برای برطرف کردن مشکلات ترافیکی پایتخت دعوت می‌کند: «دولت به خاطر اینکه بگوید ما هم به فکر هستیم و رئیس‌جمهور هم در این زمینه تخصص دارد این جلسات را تشکیل داده است به هر حال آنچه بعد از سه جلسه مشخص شده نشان از نمایشی و سیاسی بودن جلسات دارد چون راهکار ترافیک تهران خیلی مشخص است .»

در برنامه چهارم توسعه باید سهم حمل و نقل عمومی به 75 درصد کل سفرهای درون شهری می‌رسید . دولت در قانون برنامه موظف شده است تا در بودجه سنواتی هر ساله مبلغی را برای تحقق این هدف از طریق وزارت کشور به شهرداری‌ها پرداخت کند تا به عنوان کمک صرف خرید اتوبوس، واگن‌های مترو، توسعه مترو و ... کند.

متاسفانه در سال‌های گذشته به دلیل موضوع منوریل که مورد نظر دولت هست و شورای شهر و شهرداری با آن مخالف هستند اختلاف نظری حاکم شده است. این اختلاف نظر باعث شده تا دولت در تخصیص اعتبارات به درستی عمل نکند و اعتبارات به موقع در اختیار شهرداری قرار نگیرد و تقریبا شاخص‌های برنامه توسعه که سهم حمل و نقل عمومی را 75 درصد می‌داند محقق نشود».وی معتقد است :«به دلیل اختصاص نیافتن اعتبارات قطعا جلسات ترافیکی بین این دو نهاد نمی تواند خروجی داشته باشد و بیشتر شبیه یک مانور سیاسی است که مشکلات را گردن شهرداری و شورای شهر بی‌اندازد.


نگاه‌های ضربتی به ترافیک

به نظر می رسد دولت در مجموع نشست‌های اخیر بر اجرای برنامه‌های ضربتی برای مهار سریع بحران ترافیک در تهران تاکید دارد. این سیاستی است که احمدی‌نژاد در زمانی که شهردار تهران بود آن را در طرح‌هایی مانند دور برگردان‌ها اجرا کرد و در ساخت وسیله‌ای به نام منوریل اصرار ورزید.

طرح‌های ضربتی طرح‌های بی‌مطالعه هستند در حالی‌که حمل و نقل و ترافیک در شهر تهران نیازمند به یک برنامه‌ریزی دراز مدت مبتنی بر مطالعات کارشناسی توسط متخصصین امر است که این موضوع در طرح جامع حمل و نقل انجام شده است.

طرح جامع حمل و نقل و ترافیک جزو طرح‌هایی است که علی‌رغم تصویب آن در شورای شهر چون باید در شورای عالی هماهنگی امور ترافیکی کشور هم به تصویب برسد، تصویب این طرح را معطل کردند که بحث منوریل در آن حل و گنجانده شود . چون این طرح تصویب نشده در واقع برنامه عمل برای ترافیک شهر در اختیار شهرداری و شورای شهر نیست.

بعد از برگزاری سه نشست ترافیکی بین دولت و شهرداری، از جانب شهرداری تهران اعلام شد که این جلسات خروجی مثبتی نداشته‌است و این امر باعث تشدید اختلاف‌ها شد. چهارمین نشست ترافیکی بین دولت و شهرداری در پیش است قطعا «محمدباقر قالیباف»، شهردار تهران می تواند با نیم نگاهی به این سخن احمدی‌نژاد در چهار سال پیش که گفته بود: «يكي از بركات معطلي و دير رسيدن رئيس‌جمهور به دانشگاه اين است كه ايشان به همكارانشان در دستگاه‌هاي اجرايي توصيه كنند تا يك مقدار از نامهرباني‌ها و كم لطفي‌ها در مقابل تصميمات مديريت شهري دست بردارند؛ چرا كه اگر دستگاه‌ها كه كمك نمي‌كنند، حداقل اجازه دهند شوراي شهر و شهرداري به فعاليت خود بپردازند و مشكلات را رفع كنند». می‌تواند تصمیم بگیرد در این جلسه شرکت کند یا نه و در نهایت در صورت شرکت در این جلسه قرار است چه دستاوردی برای شهروندان تهرانی به ارمغان آورد؟

در حال حاضر، با وجود اینکه شهردار سابق تهران بیش از سه سال است که به عنوان رئیس‌جمهور کشور در پاستور ساکن و احتمالا در این مکان زودتر با مشکلات مردم آشنا شده است اما شهروندان این شهر احساس نمی‌کنند دولت باری از مشکلات ترافیکی این شهر برداشته باشد.

منبع: تهران شهر

 

توقيف اموال عمومي توسط پليس!

رييس پليس راهنمايي و رانندگي در گفت و گو با برنا:
اتوبوس هاي متخلف شرکت واحد به پارکينگ منتقل مي شوند

سردار رويانيان گفت: اتوبوس هاي متخلف شرکت واحد پس از اعمال قانون توقيف و به پارکينگ منتقل مي شوند.

سردار محمد رويانيان رييس پليس راهنمايي و رانندگي کشور در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي برنا با اشاره به انتقال اتوبوس هاي متخلف شرکت واحد به پارکينگ و توقيف آنها اظهار داشت: در صورت بروز تخلف از سوي رانندگان اتوبوس هاي شرکت واحد اين خودرو ها به پارکينگ منتقل و توقيف مي شوند و به هيچ وجه در سطح معابر شهر قفل چرخ به آنها زده نخواهد شد.
رييس پليس راهنمايي و رانندگي با اعلام قفل اتوبوس ها و کاميون ها در جاده ها گفت: پليس پس از خريد قفل چرخ هاي مخصوص اين خودرو ها، در ايام نوروزبا اتوبوس ها و کاميون هايي که تخلفات حادثه ساز انجام دهند برخورد و چرخ آنها در جاده ها قفل مي شود.
 
يادداشت:
 
متوقف كردن اتوبوسهاي شركت واحد كه جزء اموال عمومي و متعلق به همه شهروندان است توسط پليس غير قانوني و حتي خلاف منطق است.
جالب اينجاست كه رئيس پليس كشور نيز اين موضوع را نمي داند و خارج از حدود قانوني خود اظهار نظر حكيمانه‌اي! مي‌فرمايند. اگر راننده شركت واحد مرتكب خلافي شد بايد راننده جريمه شود نه ۸۰۰ مسافري كه روزانه از اين اتوبوس استفاده مي كنند. هدايت اتوبوس به پاركينگ يعني محروم كردن ۸۰۰ نفر از شهرونداني كه از آن اتوبوس استفاده مي‌كردند.
يكي از معضلاتي كه همواره شركت واحد با آن مواجه بود سواركردن افرادي در قسمت جلو و بغل راننده  (كه اصطلاحاً پاركابي مي گويند) مي‌باشد. اين امر به شدت از ايمني حركت ميكاهد زيرا علاوه بر پرت كردن هواس راننده اتوبوس، مانع ديده آيينه بغل اتوبوس توسط راننده مي شود. در اتوبوسهاي ساخت داخل كه داراي سيستم مناسب تهويه هما نيستند نيز رانندگان يك لنگه درب جلوي اتوبوس را براي آسايش مسافران باز مي‌گذارند كه اين موضوع خطرات جاني فراواني را براي پاركابي‌ها فراهم مي كند.
 اين افراد(پاركابي‌ها) معمولاً از كاركنان شركت واحد و يا ماموران راهنمايي و ارنندگي مي‌باشد. شركت واحد بطور جدي اقدام به ممانعت از سوار شدن پاركابي ها نموده و در بسيار از موارد با راننده برخورد كرده است. بطوريكه تقريباً بريا تمام همكاران شركت واحد سوار شدن در جلوي اتوبوس نوعي تابو شده است. اما!
ماموران راهنمايي و رانندگي، پرسنل زير مجموعه جناب سردار رويانيان و مجريان اعمال قانون كه همواره معتقدند برخورد با قانونشكنان بايد جدي و سخت باشد، خود با اين امر مشكل دارند.
طبق آمارگيري بعمل آمده در زمستان ۸۷ بيش از ۸۰ درصد افراد پاركابي ماموران راهنمايي و رانندگي هستند. جالبتر اينكه اگر راننده از سواركردن آنها امتناع نمايد وي را جريمه خواهند كرد!
 
جناب سردار رويانيان لطفاً يك سوزن به خود بزنيد يك جوال دوز به شهروندان!
 
در خصوص سوتي ها و اشتباهات اين جناب سردار داستانهاي بسيار شنيده‌ام كه در برخوردهايي كه به ندرت به ايشان داشته ام به صحت اين موارد يقين پيدا نموده‌ام:
 
۱- در كنفراس ترافيك ايشان مهمترين عامل مرگ و مير در دنيا را اچ آي وي يا همان ‹‹تصادفات جاده‌اي››برشمرده است! و حتي بعداز تذكر حاضران باز هم متوجه سوتي خود نشد!
 
۲- ۱۰ روز پس از عدم استجابت تقاضاي ايشان براي دريافت هزينه ايمن‌سازي جاده‌ها توسط شركت‌هاي بيمه از محل فروش بيمه نامه‌هاي شخص ثالث (كه بخش ضررده براي شركت‌هاي بيمه محسوب مي‌شود) در يك اقدام هماهنگ شده به مديرعامل و هيات مديره بزرگترين شركت بيمه كشور اتهاماتي وارد ساخته و اين افراد بطور كاملاً بي سابقه‌اي از مديريت به ناحق عزل شدند.
 
۳- مكرراً از شركت هاي بيمه تقاضا استخدام آقازاده خويش را داشتند. البته پس از عزل هيات مديره شركت بيمه مذكور هم اكنون ايشان در اين شركت بزرگ دولتي پست مديريتي مناسبي دريافت نمودند!
 
۴- اين مورد اخير (مصادره كردن اموال عمومي) هم آخرين سوتي از اين بزرگ مرد راهنمايي و رانندگي كشور است كه به اطلاع رسيد!
 
 

مديريت دولتي و خصوصي

در اين بازار بحث داغ  طرح تحول اقتصادي دو تا مطلب نظرم را جلب كرد.

 

1- سرمايه دار بخش خصوصي: تصمیم گرفتم در ایران بمانم و برای کشورم تولید کنم.

خبر اول در مورد ""خریدار بلوک فولاد خوزستان یک شخصیت حقیقی است،مبلغ معامله 1364 میلیارد تومان !!!!" است. آقاي محمد جابريان در مصاحبه اش جمله‌اي گفت كه به هزار تا حرف صد من يك غاز اين مديران دولتي مي‌ارزه. ايشان گفته بود: "به هر عملی که پول دربیاره نمیگن کار".

 این آقا میتونست راحت بره دنبال واردات فولاد با این پولی که داشت،چرا بیاد پولشو صرف تولید کنه؟یا بره تو کار بساز بفروشی،از اون بهتر، بره دبی تو کار ساخت و ساز دلالی... اینکه 1364 میلیارد پول به خزانه این کشور ریخته، یک شرکت دولتی رو خریده و به معنای واقعی خصوصی کرده.... يه کم از تفکر این آقا یاد بگیریم.

 

 

2- معاون وزير نفت: دليلي ندارد 9 ميليون خودرو 120 ليتر سهميه  بنزين داشته باشند!

محمد رضا نعمت زاده امروز در یک نشست خبری با بیان اینکه میزان سهمیه تعلق یافته به خودروهای شخصی باید اصلاح شود ، اظهار داشت: دلیلی وجود ندارد که 9 میلیون دستگاه خودرو از سهمیه یکسان 120 لیتری بهره مند باشند. خودروهایی که به بنزین مازاد نیاز دارند می توانند از بنزین آزاد استفاده کنند.

ارائه طرح واردات بنزين و گازوئيل!

برنامه وزارت نفت واردات 19 تا 20 میلیون لیتر بنزین در روز است و وزارت نفت پیش از این درخواست 8 میلیارد دلار بودجه برای واردات این فرآورده ها داده بود. به گفته ايشان مصرف بنزین آزاد در کشور را روزانه 2.6 میلیون لیتر است!

نعمت زاده گفت: طرح واردات گازوئیل مربوط برای خودروهای دیزلی را آماده کرده ایم و پیش بینی می کنیم از اول آبان 20 تا 25 میلیون لیتر واردات نفت گاز داشته باشیم.

 

ساخت پالايشگاه براي مالزي، اندونزي، سوريه، سريلانكا و ...

وي گفت: در مالزی بحث زمین قطعی شده و عملیات مهندسی و مطالعات امکان سنجی در حال انجام است و امیدواریم پروژه فعال‌تر به کار خود ادامه دهد تا پیشرفت مورد نظر ما حاصل شود.
وی پیشرفت پالایشگاه اندونزی را مناسب دانست و گفت: در این پالایشگاه مطالعات مختلف فنی و اقتصادی در حال انجام است و امیدواریم تا 3 ماه آینده قرارداد طراحی مهندسی را منعقد کنیم.
به گفته معاون وزیر نفت در سوریه نیز تاسیس شرکت در شرف انجام است، این در حالی است که در سریلانکا توسعه پالایشگاه این کشور در دستور کار قرار دارد.

ساخت پالايشگاه در ايران هم خوب است!
به گفته معاون وزیر نفت منافع ایجاب می کند در کشوری مانند ایران که از ذخایر عظیم نفتی برخوردار است، ساخت پالایشگاه را در دستور کار خود قرار دهد و نیمی از صادرات نفت خام کشور از طریق فرآورده باشد. وی ساخت پالایشگاه را بسیار اقتصادی و با صرفه دانست و گفت: ساخت پالایشگاه یک صنعت زیر بنایی است که اثرات مثبت زیادی دارد. از 12 سال پیش تاکنون پالایشگاه جدیدی در کشور ساخته نشده است و یاد آور شد: این موضوع باعث شده تولید نسبت به تقاضا کمتر باشد.

 

حالا خود قضاوت كنيد:

شركتهاي خصوصي را به سرمايه گذاري درون كشور و توليد تشويق مي كنيم، اون وقت دولت 12 سال است در ايران پالايشگاه نساخته است! بلكه در حال سرمايه گذاري در مالزي، اندونزي، سوريه و سريلانكا است.

معاون وزير نفت كشور مي‌داند كه ساخت پالايشگاه در كشور بسيار مفيد است اما توسعه پالايشگاه سريلانكا، طراحي پالايشگاه اندونزي، مطالعات پالايشگاه مالزي و تاسيس شركت در سوريه در دستور كار ايشان است؟! به كشور خودمان هم كه مي‌رسد ديگه شب ميشه و كار تعطيله!

مردم كشور هم بروند و هر گلي مي خواهند بسرشان بگيرند. بنزين نداريم، پالايشگاه هم براي كشور نمي‌سازيم، واردات هم مي كنيم، به قيمت آزاد هم به مردم مي‌فروشيم. دندتون نرم كه ما رو مدير كرديد!

 

آقاي معاون وزير، از قديم گفتن چراغي كه به خانه روا است به مسجد حرامست!

 

كاهش مصرف سوخت يا حمايت از خودروسازهاي داخلي!!؟

تغييرات تازه در سهميه‌بندي بنزين پديده‌اي شگفت‌انگيز است؛ از آن جهت كه بيشتر از آنكه به طرحي براي كاهش مصرف سوخت

كاهش آلودگي هواي شهرها و توسعه حمل‌ونقل عمومي شبيه باشد، صرفا يك ابلاغ دولتي براي افزايش منافع انحصاري خودروسازان داخلي را به ذهن متبادر مي‌كند.

در فرضي خوشبينانه مي‌توان متصور بود كه ابهامات و شگفتي‌ها صرفا ناشي از غيركارشناسي بودن طرح و فقدان مداقه كافي درباره جوانب فني آن است؛ اما فرض بدبينانه، بر آنچه ذكر شد، تأكيد مي‌كند.

در اين طرح مقرر شده است كه خودروهاي وارداتي با ظرفيت بيش از 1300 سي‌سي و خودروهاي توليد داخل با ظرفيت بيش از 2 هزار سي‌سي از بنزين يارانه‌اي محروم شوند.

نكته اين است كه بيش از 90‌درصد خودروهاي وارداتي ظرفيت افزون بر مقدار اعلام شده و حدود 90 درصد خودروهاي توليد داخل ظرفيت كمتر از مقدار مذكور را دارا هستند.

بنابراين، با اجراي طرح عملا 90 درصد خودروهاي وارداتي از بنزين يارانه‌اي محروم و 90‌درصد خودروهاي توليد داخل همچنان بهره‌مند از اين يارانه عمومي خواهند بود.

نتيجه كاملا مشخص است؛ طي هفته‌هاي آينده قيمت خودروهاي وارداتي كاهش مي‌يابد و خودروهاي توليد داخل كه از پشتوانه يك انحصار نيرومند دولتي برخوردارند، همچنان گران و گران‌تر خواهند شد.

ايراد فني و كارشناسي موضوع اين است كه قطعا طراحان طرح جديد سهميه‌بندي، خود واقفند كه حجم موتور فقط يكي از مؤلفه‌هاي تعيين ميزان سوخت است و در كنار آن مسئله راندمان سوخت موتور نيز همان‌قدر تأثير دارد.

از اين جهت، با اطمينان مي‌توان گفت اغلب موتور خودروهاي استاندارد خارجي حتي با حجم 2 هزار سي‌سي قطعا مصرف سوختي كمتر از خودروهايي مثل پژو آردي، پژو 405، سمند و حتي پرايد دارند.

قابل‌توجه است كه باتوجه به افزايش جهاني قيمت بنزين در 10 سال گذشته، عمده تمركز شركت‌هاي خودروسازي بر توليد خودروهايي با راندمان سوخت بالاتر بوده است. به همين خاطر، حتي نسل جديد خودروهاي صحرايي (2 ديفرانسيل) با حجم موتور 2 هزار سي‌سي وارد بازار شده‌اند.

درحالي‌كه قاعدتا از يك خودروي صحرايي انتظار مي‌رود دست‌كم 3 هزار سي‌سي حجم موتور داشته باشد، اما با ارتقاي دانش فني خودروسازي در جهان و افزايش راندمان سوخت، اكنون مي‌توان گفت يك خودروي استاندارد امروزي حداقل 50 درصد افزون بر مابازاي خودروي مشابه 10 سال پيش خود، راندمان سوخت دارد؛

يعني في‌المثل خودروي جديدي با حجم موتور 1500 سي‌سي ضمن برخورداري از شتاب و قدرت بيشتر، مصرف سوخت و آلايندگي كمتري از يك خودروي 2 هزار سي‌سي دارد كه فناوري آن متعلق به 10 سال پيش است.

ماجرا وقتي جالب مي‌شود كه بدانيم پرشمارترين خودروهاي توليد داخل اغلب فناوري بسيار قديمي‌تر از ميزان ياد شده دارند.

(فناوري پژو 405 و سمند متعلق به دست‌كم 20 سال پيش، پرايد 15 سال پيش و پژو آردي و پيكان وانت حدود 40 سال قبل است!) اين خودروها كه جملگي راندمان سوخت بسيار پايين دارند، اصطلاحا «مستعمل آكبند» ناميده مي‌شوند؛

يعني كالايي كه حتي در لحظه توليد نيز متعلق به گذشته‌هاي دور بوده و فناوري آن با فناوري روز قابل مقايسه نيست.

ممكن است گفته شود كه طرح جديد سهميه‌بندي با هدف تقويت تمكن  انحصار نيرومند خودروسازان داخلي ارائه و تصويب شده است، كه در اين صورت مي‌توان گفت قطعا طرح موفقي خواهد بود.

اما ربط دادن آن به موضوعاتي مثل كاهش مصرف سوخت و تعديل يارانه‌هاي عمومي و كاهش آلودگي هوا، البته كم‌لطفي به شعور مخاطبان است.

همشهري آنلاين۱۹/۳/۸۷

ايران، هفدهمين خودروساز جهان

ايران با يك پله صعود هفدهمين خودروساز بزرگ جهان لقب گرفت.

به گزارش خبرگزاري ايسنا)، سازمان بين‌المللي وسايل نقليه موتوري (OICA) اعلام كرده كه مجموع توليد خودرو ايران در سال 2007 معادل 997 هزار و 240 دستگاه بود كه نسبت به سال 2006 با توليد 904 هزار و 500 دستگاه 10.3 درصد افزايش نشان مي‌دهد.

از جدول منتشر شده توسط اين سازمان چنين بر مي‌آيد كه ايران در سال گذشته ميلادي به هفدهمين خودروساز بزرگ جهان تبديل شده و اين در حالي است كه ايران در سال 2006 هجدهمين خودروساز برتر جهان بود.

به گزارش اين سازمان، طي سال 2007 توليد خودروهاي سبك در ايران 882 هزار دستگاه و توليد وسايل نقليه تجاري 115 هزار و 240 دستگاه بوده است.

ژاپن با توليد 11 ميليون و 596 هزار و 327 دستگاه خودرو در سال 2007 بزرگترين توليدكننده خودرو جهان بود و پس از آن آمريكا و چين با توليد به ترتيب 10 ميليون و 780 هزار و 729 و دستگاه هشت ميليون و 882 هزار و 456 دستگاه خودرو در مكان‌هاي دوم و سوم جهان جاي گرفته‌اند.

لازم به ذكر است كه تركيه با توليد يك ميليون و 99 هزار و 414 دستگاه خودرو همچون سال پيش از آن در رتبه 16 جهان قرار گرفته است.

شركت يعني اين!

ديشب در سايت رياست جمهور چشمم به فايل قابل دانلود بودجه كشور افتاد. از روي حس كنجكاوي رفتم و بخش بودجه شركتها و موسسات آن را دانلود كردم. يه نگاه اجمالي به كل ۱۰۷ صفحه اين گزارش انداختم.

از ديدگاه نسبت سود به هزينه تمام شركت‌ها را بطور اجمالي نگاه كردم. اگه بخواهم خلاصه عرض كنم مهمترين شركت هاي دولتي سودده (عدد داخل پرانتز نسبت درآمد به هزينه است) عبارتند از :

 مخابرات و ارتباط سيار (۱.۵ تا ۲ )، صنايع الكترونيكي ( ۲ برابر)، معادن (در حدود ۱.۳ )، پتروشيمي (در حدود ۱.۳ برابر) و و .... ساير شركت‌ها نسبت قابل توجهي نداشتند هر چند كه سوده محسوب مي‌شدند.

اما شركت‌هاي دولتي با زمينه كاري آب و فاضلاب، شيلات، كشاورزي و .... بطور كامل زيانده بودند.

فكر نكنيد اينطور سرمايه گذاري كنيد!!!

اما جالب تر از همه شركت مادر تخصصي سرمايه گذاري خارجي ايران بود. با نسبت ۴۶.۶ برابر يعني هزينه معادل ۱.۸ ميليارد تومان در آمدي معادل ۸۴.۴ ميليارد تومان. هرچند كه ۷۲ ميليارد سود آن سهم دولت است اما نسبت بسيار جالب و قابل توجه است.

بد نيست شما هم به اين شركت دولتي ايران سري بزنيد: http://www.ifi-co.com 

جالب اينجاست كه وقتي چشم انداز و ماموريت اين شركت را مي‌خوانيد مي‌بينيد كه شركت دولتي به دنبال Profit‌‌ است نه Benefit . و اين يعني ....!!!

و اين آن چيزي است كه نشان مي‌دهد هنوز مديران ما نفهميده اند چه بايد بكنند. بدتر آن كه مديراني كه در راس امور اقتصادي كشور هستند مرتكب اين چنين اشتباهي شده‌اند.

 

 

نظرات مدير بلاگفا در خصوص ترافيك تهران

اين هم نظرات مدير بلاگفا در خصوص ترافيك تهران:
دیروز چند ساعتی در خیابانهای تهران بودم. شلوغی و ترافیک غیر قابل تحمل و همچنین  آلودگی وحشتناک تهران باعث خرابی حالم  شد، با هر نفس بوی دود را حس میکردم و بدتر آنکه مدت زیادی را در مسیری کوتاه و فقط به خاطر ترافیک سنگین در این هوای آلوده معطل شدم و البته همه اینها تکرار تجربه آزاردهنده ای است که سالهاست تکرار می شود. تهران به مرز غیر قابل تحملی رسیده است وقتی قرار است به نقطه ای از تهران بخصوص در مناطق شلوغی که در مسیر مترو نیز نیستند بروم عزا میگیرم. گاهی که در بزرگراههای تهران حرکت میکنم از دیدن آن آنهمه دیوارهای بتونی و مسیرهای آسفالت طولانی که فقط خودرو در آن حرکت می کنم و هیچ انسانی نیز اطراف آنها نیست می هراسم.
حتی مترو هم در ساعتی غیر قابل تحمل میشود بخصوص ساعت اولیه صبح و عصر بوی عرق و فشار همه جانبه آدم را از سوار شدن در مترو پشیمان میکند . فرق هم نمیکند در کجای تهران زندگی میکنی تجریش، جردن، میرداماد ، آریاشهر یا تهرانپارس ، نواب یا افسریه هرجا که باشی برای انجام کاری جز خریدهای جزء محبوری ترافیک و آلودگی تهران را تجربه کنی.
گاهی به فکر آن می افتم که دل از این شهر برگیرم و شهر دیگری را برای زندگی برگزینم اما خوب خانواده من، اکثر دوستانم و همکارانم در همین جا هستند و به هر حال تهران از لحاظ کاری و تجاری در شرایط بهتری است. شهرهای بزرگ دیگر کم و بیش مشکلات تهران را دارند و چه بسا مشکلات دیگری هم علاوه بر تهران دارند و حداقلش آن است که در آنجا غریبه هستم. مشکل تهران بعید به نظر میرسد به این زودیها حل شود و حتی بعید میدانم پاسخی بر اینهمه مشکل وجود داشته باشد. شاید یه راه حل بلند مدت که  مد نظر بسیاری هم هست ایجاد شهرکهای مسکونی و حتی اداری در اطراف تهران و امکان ارتباطی آسان و سریع آنها به مراکز تجاری و اداری تهران است.شهرکهایی خوش ساخت با امکانات رفاهی مناسب و ارتباط آسان به مترو و بزرگراهای تهران شاید بتواند کمی از مشکلات تهران را کم کند.

راستی اگر قرار باشد شهر دیگری را برای زندگی انتخاب کنید انتخاب شما کدام شهر است و چرا؟
 
بنده نيز كه در درون سيستمي كار مي كنم كه متولي ترافيك تهران است بيش از شما نگرانم!!؟